تبليغاتX
خصوصی
  هنوز از عمر انسان شش میلیارد سال باقی است. آنرا نابود نكنیم. بشریت اكنون دوران طفولیت را پشت سر می‌گذارد و زندگی باشكوهی را در پیش روی دارد، با تخریب محیط زیست، نسل خویش را منقرض نگردانیم.

    بنابر آخرین فرضیه ها، خورشید ما در حدود 4600 میلیون (4.6 میلیارد) سال قبل، از غبار خورشیدی تشكیل گردید.(1) زمین و سایر سیارات منظومه شمسی از بقایای غبار مزبور در حدود 4500 میلیون سال پیش شكل گرفتند و در آغاز به احتمال، سطح زمین به حالت گداخته و مذاب بود و میلیونها سال طول كشید تا پوسته خارجی آن سرد و سخت گردید. پوسته‌ای كه شكننده بود و از شكست آن آتشفشانها فوران می‌كردند و مواد مذاب زیر پوسته را به صورت گدازه، خاكستر، دود، بخار و گاز بیرون می‌ریختند و سنگها و گازهایی را كه در آنها استعداد بالقوه زندگی وجود داشت به وجود آوردند. از بركت آنها جو زمین پدیدار گردید و اكسیژن را برای زمین به ارمغان آورد. از بخار آب چاله‌ها و پستی‌های زمین پر از آب شد و اقیانوسها و دریاها بر چهره آن نمایان گشت و اولین جایگاه زیست بنا نهاده شد.

    مقدمات زیست از 3000 میلیون سال پیش تجاوز می‌كند.(2) قدمت پیدایش اكسیژن محصول گیاهان به حدود 1900 میلیون سال قبل می‌رسد. در حدود 1500 میلیون سال پیش اكسیژن زندگی‌بخش در جو زمین جای پیدا می‌كند. حدود 570 میلیون سال گذشته اقیانوسها و دریاها حاوی جوامع زیستی بودند و سنگهای مربوط به این زمان دارای فسیلهای بسیار هستند. ماهیها از حدود 500 میلیون سال گذشته عرض اندام كرده‌اند و خزندگان از حدود 250 میلیون سال قبل بر سطح زمین می‌‌خزیده‌اند. پیدایش اولین پستانداران به حدود 200 میلیون سال قبل در تعدادی محدود می‌رسد و در حدود 70 میلیون سال پیش، بعد از انقراض دایناسورها تعدادشان رو به فزونی می‌گذارد. بین 11 تا 25 میلیون سال پیش میمونهایی شبیه آدم در آسیا، افریقا و اروپا پدید آمدند.(3)

    سابقه انسانهای اولیه را از حدود 5.5 میلیون سال قبل در افریقای شرقی و جنوبی سراغ داریم.(4) این بشر اولیه با استفاده از سنگ و چوب به جای چنگ و دندان و با راهنمایی عقل خویش به زندگی خود رونق بخشید و حسابش را از دیگر جانوران جدا ساخت. از آن زمان تاكنون بشر با تكامل ابزار خود در بهبود زندگی خویش كوشیده و سرتاسر كره خاكی را حاكم گشته و از موهبتی كه خداوند در روی زمین برایش فراهم كرده چه در راه خیر و چه در راه شر بهره برده است.

    پیدایش بشر بعد از آفرینش تمام جانداران و در بهترین شرایط زیستی عمر كره زمین به وقوع پیوست. به هنگام جوانی و برومندی با دشتهای سرسبز و گلهای رنگارنگ و عطرهای شامه‌نواز و آسمانهای آبی و خاكهای زرخیز و كانهای پرارزش و هزاران ویژگیهای دیگر و این خصوصیات تا آنجا كه اطلاع در دست است در دور و بر ما فقط به گوی زمین اختصاص دارد و این گوی سخاوتمند بی‌هیچ چشمداشتی تمام نتایج هزاران میلیون سال تلاش خود را به آدمیان پیشكش كرد و امیدوار بود كه بدین نحو تا 6000 میلیون سال دیگر به زندگی ادامه دهد. در عوض، این آدمیان طی هزاران سال جنب و جوش بر سطح آن هرچه خواستند كردند. ولی به علت كمی تعداد و محدود بودن جوامع انسانی، چندان خسارتی بر آن وارد نشد، و هر جا زخمی بر چهره آن می‌خورد، عوامل مختلف طبیعی با هماهنگی یكدیگر به ترمیم آن می‌پرداختند و تعادل محیط را حفظ می‌كردند. این فرایندها بارها و بارها تكرار می‌شد و آدمی خوشبخت و زمین خرم زمانها را پشت سر می‌نهادند. اما از 200 سال گذشته به سبب پیشرفت علوم و انقلاب تكنیك و گسترش صنایع و ازدیاد روزافزون جمعیت، آسیبهایی بر چهره زمین وارد گشته و تعادل عوامل زیستی در بیشتر نقاط برهم خورده است.

    آلودگی محیط به ویژه در جوامع صنعتی پیشرفته به صورت یك مسئله عمومی درآمده است و صاحبان سرمایه‌های كلان بی‌محابا و بدون توجه به پیامدهای ناگوار (و در كشورهای عقب‌مانده بدون پرداخت مالیات واقعی) از علوم و فنون و اكتشافات جدید حداكثر بهره را برده‌اند و عوامل اصلی حیات را پلید و ناپاك گردانده‌اند. به عنوان مثال، آلودگی هوا به وسیله مه دود، هوای بیشتر شهرهای صنعتی را ناخوشایند و ناسالم ساخته و باعث شیوع بیماریهای دستگاه تنفسی به خصوص آماس نایژه (برونشیت) گشته است. این آلودگی قربانیان تدریجی بسیار دارد اما وقتی درصدش بالا رود، با اندك تغییری در عوامل جوی قربانیان فراوانی را یكجا دریافت می‌كند. از جمله، مه دود سال 1331 (1952) لندن كه جان حدود 4000 نفر را به یكباره ستاند.

    آلودگی آب به وسیله فاضلابها و هرز دادن فضولات كارخانه‌ها به رودها، دریاچه‌ها و دریاها كه نمونه قابل توجه آن در نواحی كم جزر و مد سواحل مدیترانه بیشتر به چشم می‌خورد، سبب ضایع شدن بیشتر گیاهان و حیوانات نواحی مختلف ساحلی مجاور شهرهای صنعتی و پر تراكم شده و جان و تندرستی مردم را به خطر افكنده است. در «میناماتای» ژاپن حدود سال 1329 (1950) بیش از 10000 نفر یا مردند یا معلول گشتند یا به بیماریهای بسیار سخت گرفتار شدند. این مصیبت به علت خوردن ماهیهای مسمومی بود كه از هرز دادن فضولات یك كارخانه شیمیایی، حاوی «استالدئید» acetaldehyde مسموم شده بودند. در برخی از رودخانه‌های شمالی ایران كه وارد دریای خزر می‌شوند. اینگونه مسمومیتها آغاز گشته است، هشدارهای سازمان محیط زیست باید مردم و دولت را بیدار كند.

    آلودگی زمین نیز از راههای مختلف ایجاد می‌گردد. برای نمونه آفت‌كش «د د ت» یك سم قدیمی كه برای ازدیاد محصولات غذایی به كار برده می‌شد، پرندگان زیادی را نابود كرد و به علت دوام زیادش علاوه بر آفات گیاهی، موجودات ذره‌بینی مفید درون خاك را نیز نابود ساخت و بر رابطه زندگی اینگونه جانداران و خاك (اكولوژی- بوم‌شناسی) آسیب رساند و تعادل طبیعی آنرا از بین برد و چند سالی زمان می‌خواهد تا خاك باروری طبیعی خود را بازیابد، به شرط آنكه دوباره مسموم نگردد.

    افزایش بی‌حساب جمعیت و گسترش روزانه شهرها و روئیدن شبانه خانه‌ها در محدوده‌های خارج از شهر و در زمینهای زراعتی، خودبه‌خود آلودگی آفرین است. صرفنظر از مسائل جوامع عقب‌مانده و عدم توجه افراد در قبال مسئولیتی كه نسبت به بهداشت جامعه دارند، مسئله تأمین خدمات از یكسو و به وجود آمدن بازار تقاضای شدید از سوی دیگر، صنایع و فعالیتهای پرتحرك ‌تر را به دنبال می‌طلبد، و چون به پیامدهای آن از قبل نیندیشیده‌اند، آلودگیهای بیشماری را گریبانگیر نقاط بسیاری از جهان كرده‌ و چهره شاداب زمین را روزبه ‌روز پژمرده‌تر می‌سازد. مهم‌ترین عوامل ناپاكی را می‌توان چنین برشمرد:

1-    رادیواكتیو (مواد پرتوزا) ناشی از آزمایشهای جنگ ‌افزارهای هسته‌ای.

2-    دوده و گازهای ناشی از سوخت هواپیماها و موشكها.

3-     ازدیاد كربن‌ دی‌اكسید از سوختهای فسیلی و قطع بی‌رویه درختان جنگلی.

4-     سمپاشی های هوایی مزارع و آلودگی خاكها.

5-    نیروگاههای هسته‌ای كه بر اثر اختلال باعث تولید رادیواكتیو (مواد پرتوزا) می‌شوند.

6-    نیروگاههای حرارتی و سیستمهای سردكننده و تهویه شهرها كه آلودگیهای حرارتی و شیمیایی تولید می‌كنند.

7-    دودكشهای كارخانه‌ها و منازل با تولید دی‌اكسید گوگرد هوا را مسموم می‌سازند.

8-    گازهای خروجی وسایل نقلیه موتوری كه بر فراز شهرهای پرجمعیت و پر ترافیك ایجاد مه دود می‌كنند.

9-    ایجاد بزرگراهها و معادن روباز و استخراج مواد سطحی بر روی مزارع و مراتع كه زمینهای مفید و بارور را می‌تراشد.

10-    انباشتن فضولات و زباله‌ها در كنار شهرها، رودخانه‌ها و سواحل دریا.

11-    وسایل نقلیه فرسوده آبی كه سواحل دریاها و رودخانه‌ها را به روغن آلوده می‌سازند.

12-    در اثر حوادث مختلف، تانكرهای نفتكش میلیونها تن نفت را به دریا سرازیر ساخته و سطح وسیعی از دریا را تا مدتها به زیر پوشش مسموم‌كننده نفت می‌برند.

13-    فضولات كارخانه‌ها و فاضلابهای شهرها و برخی از روستاها كه به رودخانه‌ها می‌ریزند.

14-    رودخانه‌های آلوده از فاضلاب شهرها و كارخانه‌ها، خود مسبب آلودگی دریا و دریاچه‌ها می‌شوند.

15-    لاشه‌های رها شده كشتیها در كف دریا كه محیطهای مخاطره‌انگیزی می‌آفرینند.

16-    انفجار، آتش‌سوزی یا تركیدن لوله‌های نفت سكوهای نفتی دریاها.

17-    بسته‌های حاوی زباله‌های رادیواكتیو كه به قعر دریا فرستاده می‌شود ممكن است به علل پیش‌بینی نشده‌ای از هم پاشیده یا قسمتی از آن پوسیده و مواد زهرآگین آن رها شود...

    در بسیاری از كشورهای پیشرفته جهان كه عامه مردم چگونگی دخالت در امور سیاسی و اجتماعی را فرا گرفته‌اند، با ایجاد سازمانهای مختلف، تا حد قابل توجهی دولتها را ملزم به حمایت از سازمانهای محیط زیست وكنترل شدید مواد آلوده‌ساز كرده‌اند. از جمله بودجه‌های سنگینی برای تحقیق و استفاده از انرژیهای سالم و جدید مانند: خورشید، باد، امواج دریا، جزر و مد اختصاص داده‌اند كه به نتایج درخشان و حتی بهره ‌برداری هم رسیده‌اند. جنگلها را توسعه داده و سال به سال بر وسعت آن می‌افزایند، بر رشد جمعیت غلبه كرده و آنرا به حالت تعادل درآورده‌اند. تا جایی كه در برخی از كشورها رشد آن در سالهای آینده رو به كاهش خواهد داشت. متأسفانه در بیشتر كشورهای عقب‌مانده یا عقب نگاهداشته شده كه با احترام آنها را «كشورهای در حال رشد» می‌نامند، وضع به گونه دیگری است. در دهه‌های اخیر كارخانه‌ها و وسایل محركه بدون توجه به زیان آنها بر محیط زیست، یكی پس از دیگری با سیستمهای كهنه وگاه از رده خارج شده دایر می‌گردند. در بیشتر آنها حتی تمام مواد اولیه نیز از خارج وارد می‌شود.

    این زندگی نكبت‌بار و محیط ناسالم زیست را كشورهای پیشرفته‌تر طی دهها سال قبل تجربه كرده‌اند و با گذشت و غلبه بر حرص و ولع خویش كوشیده‌اند تا بسیاری از آنها را مهار كنند و فردای روشنی را به خود نوید می‌دهند. آنها برآنند كه چنان از امكانات طبیعی بهره گیرند كه نه تنها تعادل عوامل طبیعی را برهم نزنند بلكه به مرور ناهماهنگی محیط گذشته را هم درمان بخشند. آنها این مهم را مدیون دانشوران و مراكز تحقیقاتی و دانشگاهها هستند و به آنها بهای زیادی می‌دهند و برای مجریانشان عزت و احترام قائلند.

    برای آنكه اختلاف بین جوامع پیشرفته كه عواقب خطرناك آلودگی محیط را درك كرده‌اند و دنبال چاره‌اند و جوامعی كه اكثریت آن چون گوسفندانی كه بی‌تفاوت به سوی مسلخ گام برمی‌دارند و در لابلای آلودگیها و دود و غبار فلزات بی‌خیال در طلب به چنگ آوردن سكه‌ای بیشترند، بهتر روشن گردد، به نقل فشرده آماری چند مبادرت می‌گردد.

 جنگل و درخت

امروزه در سطح جهان برای مقابله با آلودگیهای تنفسی به تقویت ششهای كره زمین یعنی جنگلها پرداخته‌اند. علاوه بر گسترش فضای سبز اطراف شهرها و پاركها، در مقابل برداشت سالیانه 7 میلیون هكتار از اراضی جنگلی، سالیانه بیش از 14 میلیون هكتار جنگلكاری می‌شود. اما نسبت كاشت و برداشت در سطح جهان دارای اختلاف بسیار فاحشی است و این اختلاف احساس مسئولیت و یا بی‌اعتنایی ملل مختلف را می‌نمایاند.

    آمارهای زیر (از كشورهایی كه آمارشان در دست است) سهل‌انگاری و بی‌تفاوتی بیش از حد مردم كشور ما را نسبت به حفظ و توسعه جنگل نشان می‌دهد.

آمار جنگلهای سالیانه در دنیا (مقیاس: هزار هکتار)

 نام قاره  برداشت  کاشت
 آسیا (5) 1137 5544
 امریکای شمالی و مرکزی 930 2528
 اروپا  ناچیز 978
 امریکای جنوبی 3191 470
 اقیانوسیه 679 342
 افریقا 1335 108
 کشور ایران 130 10

درصد سطح جنگل به سطح كل كشور (6)

 کره شمالی

74

 نیوزیلند

35

 ژاپن

67

 امریکا

31

 کره جنوبی

66

 کوبا

26

 برزیل

65

 ترکیه

26

 بولیوی

60

 هند

24

 شوروی

51

 چین

18

 کلمبیا

46

 استرالیا

14

 کانادا

43

 ایران

7

 

میزان جنگلكاری سالیانه (7)

 چین

4670

 کره شمالی

200

 امریکا

1775

 کره جنوبی

152

 برزیل

346

 ترکیه

82

 ژاپن

240

 ایران

10

    مساحت جنگلهای ایران در حدود 2000 سال پیش حدود 80 میلیون هكتار(8) و در گذشته نزدیك حدود 30 میلیون هكتار(9) و در حال حاضر در حدود 12 میلیون هكتار (120 هزار كیلومترمربع) است ولی از تمام آن امكان بهره‌ برداری دایمی وجود ندارد. در طول 20 سال گذشته مساحت جنگلهای شمال كشور كه تنها قطب تولید چوب به طور دائم می‌باشد از 3.4 میلیون به 1.8 میلیون هكتار كاهش یافته است (10) اگر جمعیت جهان را در حال حاضر حدود 5 میلیارد نفر در نظر بگیریم، به طور متوسط سهم سرانه جنگل برای هر نفر حدود 0.8 هكتار (8000 مترمربع) می‌باشد ولی متأسفانه سهم سرانه جنگل برای هر ایرانی حدود 0.24 هكتار (2400 مترمربع) می‌باشد. اگر این رویه یعنی ازدیاد جمعیت و كاهش جنگل ادامه داشته باشد روزی خواهد ریسد كه به هر ایرانی حتی چند درخت هم نخواهد رسید.

    همیشه به خاطر داشته باشید كه یك درخت متوسط، قادر خواهد بود تا اكسیژن مورد نیاز سه نفر را تأمین كند.

یادداشتها

1- Collins Atlas of the World revised 1988 Glasgow, Page: xii

2- قدیمی ‌ترین فسیل شناخته ‌شده تاكنون جلبكهای «سبز آبی» است كه در سنگهای مربوط به پیش از 3100 میلیون سال پیش در زیمباوه پیدا شده است، از مأخذ شماره 1، P. xxxvii

3-  فرهنگ بزرگ گیتاشناسی، ص 32، مهندس عباس جعفری، از انتشارات گیتاشناسی- سال 1366.

4-  آسترا لوپیتكوس (Australopithecus) یك نوع از انسانهای مشرق و جنوب افریقا در پلیوسن فوقانی و پلیستوسن زیرین در تاریخ بین 5.5 تا 1 میلیون سال پیش، نقل از:

The Oxford Reference Dictionary P.55 1989 Oxford Great Britain.

5- از رقم 5544 هزار هكتار كاشت، 4670 هزار هكتار آن مربوط به كشور چین می‌باشد، ص 8، نشریه «شناخت منابع طبیعی تجدید شونده» وزارت كشاورزی، سازمان جنگلها و مراتع كشور، اسفند 1368.

7 - 6 - پیشین، ص 7 و 8

8- نظریه بویك، جنگل ‌شناس اتریشی سال 1334 (1955)

9- نظریه مرحوم ساعی نقل از ص 4، «آشنایی با منابع طبیعی تجدید شونده» از انتشارات سازمان ترویج كشاورزی، سازمان جنگلها ومراتع كشور، وزارت كشاورزی، سال 1366

10- از مأخذ شماره 9، ص 5

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389 و ساعت 20:2 |

تولید مثل

تولید مثل از به اشتراک گذاشتن سلول های جنسی نر و ماده اتفاق می افتد . سلول های جنسی حامل صفات وراثتی هستند که خصوصیات فردی هر شخص  در ژن های موجود در کروموزوم های سلول ها وجود دارد و ژن ها حامل انتقال کلیه خصوصیات ظاهری و ذاتی افراد هستند مثل رنگ پوست و مو ، شخصیت و اخلاق و خیلی از صفات دیگر از والدین به فرزندان از طریق ژن ها انتقال می یابد .

تکامل انسان با عمل باروری  شروع می شود و طی این فر آیند اسپرماتوزوئید از مرد و اووسیت ( تخمک ) از زن با هم یکی شده تا تخم جنین(Zygot)   تشکیل شود .یک سلول تخم به دو سلول تبدیل شده و به همین ترتیب تقسیمات سلولی ادامه می یابد و تبدیل به یک توده سلولی بزرگتر شده و در همین زمان از تخمدان به لوله های رحمی رسیده و با حرکت های ملایم لوله های رحمی به رحم میرسد و به رحم می چسبد . به چسبیدن توده سلولی به رحم لانه گزینی می گویند . بعد از لانه گزینی جنین به رشد خود ادامه می دهد و پس از 9 ماه جنین کامل شده و آماده خروج و زندگی در خارج از رحم می باشد .

مراحل پیچیده ای وجود دارد تا یک سلول تخم ، به یک جنین کامل تبدیل شود .

به طور طبیعی( زماني كه از روش هاي تعيين جنسيت استفاده نمي شود) میزان لقاح و تولد پسر و دختر همواره تقریبأ مساوی می باشد و از هر 100 دختر متولد شده 105 پسر متولد می شوند . البته احتمال سقط جنین پسر نسبت به سقط دختر در ابتدای بارداری بیشتر است و آن به دلیل ناساز گاری بافتی بین نسج مادر و جنین است که این مشکل در جنین دختر کمتر است .

 

 

 

 

 

اندام های تولید مثل مرد:

1-  بیضه : که در آن اسپرم هاساخته می شود و هورمون جنسی مردانه ، تستوسترون ترشح می شود.

2-    اپیدیدیم: مجموعه ای از لوله های مارپیچ است که از طریق آنها اسپرم ها عبور میکند.

3-    مجاری وابران : اسپرم ها را ذخیره کرده و اسپرم ها را از اپیدیدیم به مجرای ادرار هدایت می کند.

4-    کیسه منی : یک غده لوله ای مارپیچ بوده و مایع لزج متمایل به زرد ( منی) ترشح می کند. 

5-    غده پروستات: غده بزرگی است که در موقع مقاربت مایع شیری رقیق و قلیایی ترشح می کند .

6-    آلت: اندام جنسی خارجی مرد است.

 اندام های تولید مثل زن:

1-  مهبل یا وازن: منفذلوله ای که ار اندام تناسلی خارجی به رحم امتداد دارد.

2-  رحم : ساختمان عضلانی گلابی شکل که جنین در داخل آن کاشته شده و رشد می کند.

3-  لوله های رحمی: که ار دو طرف رحم امتداد می یابد.

4-  تخمدان ها :هر تخمدان در انتهای یک لوله رحمی قرار دارند

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389 و ساعت 20:1 |
مقدمه:
سالهاست كه نوجواني دوراني دشوارتر از دوران كودكي محسوب مي شود. البته مفهوم نوجواني تا اواخر قرن نوزدهم به عنوان مرحله اي كه با پيچيدگي رواني توام و قابل مطالعه علمي است قلمداد نمي شد.
قبل از هر چيز دوران تغييرات سريع جسماني، جنسي، رواني، شناختي و اجتماعي است. تغييرات جسماني بلوغ، از جمله بلوغ جنسي و جهش نموي نوجواني از طريق افزايش كاركرد هورمونهاي فعالي كه به كمك غده هيپوفيز مترشح مي شود آغاز مي شود. اين هورمونها ساير غدد مترشحه داخلي را تحريك مي كند و اين غدد هورمونهاي مربوط به رشد و جنسيت را كه شامل آندروژن، استروژن و پروژسترون است توليد مي كند. سن شروع و دوران جهش نموي نوجواني در قد و وزن در ميان كودكان بهنجار فرق مي كند. سن متوسط شروع اين دوران در دختران يازده سالگي و در پسران 13 سالگي است، ميزان رشد يك سال بعد از اين به اوج خود مي رسد.
سن شروع بلوغ جنسي نيز در نوجوانان متفاوت است. در پسري كه درحد متوسط است، بلوغ جنسي با افزايش ميزان رشد بيضه ها و كيسه بيضه و ظاهر شدن موهاي زهاري و به دنبال آن بزرگ شدن آلت جنسي مردانه، رشد موهاي بدن و صورت، بم شدن صدا، توليد اسپرم و احتلام شبانه و نيز مردانه تر شدن ساخت بدن آغاز مي شود. در دخترها شروع رشد پستان معمولا اولين علامت قابل مشاهده بلوغ جنسي است. موهاي زهاري ظاهر مي شود و رحم، واژن، فرج، وكليتوريس بزرگ مي شود. شروع قاعدگي در چرخه رشد نسبتا ديرتر است. معمولا در سن 13 سالگي است و البته در افراد مختلف فرق مي كند. معمولا تا يك سال بعد از قاعدگي احتمال باروري وجود ندارد. تغييرات سريع جسماني دوران بلوغ باعث مي شود كه نوجوان به دشواري بتواند به يك احساس ثبات دروني دست يابد، و زمان لازم است تا نوجوان اين تغييرات را به صورت يك احساس هويت فردي انسجام دهد. از نظر يك دختر نوجوان قاعدگي نشانه بلوغ جنسي وزن شدن است. از آنجا كه ممكن است واكنش هاي دختران نوجوان به قاعدگي به طور گسترده اي عموميت پيدا كند، اين موضوع اهميت اساسي دارد كه اولين تجارب آنان با قاعدگي تا جاي ممكن مطلوب باشد.
تعداد بسيار زيادي از دختران يا ديدي منفي نسبت به قاعدگي دارند يا به آن بي اعتنا هستند. تا حدودي ممكن است اين نگرش نتيجه ناراحتي جسماني و تاثير هورمونها در خلق و خو باشد، ولي ظاهرا تا حدود زيادي ناشي از نگرش هاي منفي اجتماعي است. همانطور كه شروع قاعدگي ممكن است دختران نوجوان را نگران كند، نعوظ غير قابل كنترل و اولين انزال (احتلام شبانه) هم ممكن است بعضي از پسران نوجوان را نگران كند. پسران نوجواني كه دير بالغ مي شوند در مقايسه با آنهايي كه زودتر بالغ مي شوند يا بلوغشان به موقع و معمولي است دچار مشكلات اجتماعي و رواني بيشتري مي شوند. در ميان دختران نوجوان تاثيرات رواني بلوغ زودرس و ديررس به طور قابل ملاحظه اي كمتر است، هر چند كه آن هايي كه زودتر بالغ مي شوند تا حدودي آرامترند و در مقايسه با آن هايي كه دير بالغ مي شوند اعتماد به نفس بيشتري دارند و كمتر مضطرب اند . ارائه رشد شناختي كه شامل آغاز مرحله عمليات صوري است ( مطابق با تئوري پيازه)، به نوجوان اين امكان را مي دهد كه انتزاعي تر فكر كند، فرضيه ها را فرمول بندي و آزمايش كند و بتواند به جاي اينكه صرفا آنچه را وجود دارد در نظر داشته باشد احتمال را نيز در نظر بگيرد. اين تواناييها معمولا نوجوانان را به انتقاد از ارزش هاي والدين و ارزشهاي اجتماعي سوق مي دهد. تفكر و رفتار نوجوان نيز ممكن است خود مدارانه باشد. نوجوانان در اين مرحله ممكن است چنين نتيجه گيري كنند كه ديگران هم به اندازه خود آنها به رفتار و ظاهر شان توجه مي كنند. رشد شناختي نوجوانان نيز در رشد شخصيت و شكل گيري احساس هويتي روشن، نقش مهمي دارد.
استقلال از خانواده از تكاليف نوجوانان است. والدين قاطع و اطمينان بخش كه براي خودمختاري و رفتار منضبط به يكسان ارزش قايلند براي نوجوان توضيح مي دهند كه چرا از او انتظاراتي دارند و يا   او را از كارهايي منع مي كنند و با اين كار احساس استقلال را در او پرورش مي دهند. نوجواناني كه والدين خودكامه و مستبد دارند و صرفا به فرزندان مي گويند كه چه بايد بكنند و نيز فرزندان والدين سهل گير، بي بندوبار ، مساوات طلب و يا والدين بي اعتنا كه غير مسئول و بي توجه هستند به مشكلات بسياري دچار مي شوند.
از آنجا كه پيوند نوجوانان با والدينشان به تدريج ضعيف تر مي شود همسالان در رشد رواني آنان نقش حساسي مي يابند. همسالان امكاناتي براي يادگيري مهارتهاي اجتماعي، كنترل رفتار و درميان گذاشتن مشكلات و احساسات مشابه فراهم مي كنند، پذيرفته شدن از سوي همسالان و داشتن چند دوست نزديك در زندگي نوجوان اهميت بسياري دارد. دوستان نزديك معمولا هم سن و هم جنس هستند و زمينه هاي خانوادگي و ارزش ها و هدفهاي مشابهي دارند، ولي استثناء هم وجود دارد ( جذابيتهاي آدم هايي كه خصوصياتي مخالف خصوصيات نوجوان دارند).
بر خلاف عقيده رايج، همسالان ارزش هاي اساسي والدين را تقويت مي كنند و با آن مخالف نيستند، هر چند كه ممكن است از لحاظ سليقه يا آداب و رسوم اختلافاتي داشته باشند. گروههاي همسالان نوجوان شامل جمعيت بزرگتر و غير شخصي و نيز دسته كوچكتر و دوستي هاي فردي است. بسياري از عوامل در پذيرفته شدن نوجوانان از سوي همسالانشان تاثير مي گذارد و اين عوامل عبارتند از هوش، شكل ظاهري و مهارتها، موقعيت اجتماعي و استعداد هاي خاص. به طور كلي، نوجوانان همسالاني را ترجيح مي دهند كه بدشانس، انعطاف پذير، خوش طينت و مشتاق باشند، افرادي از نظر آنها محبوبند كه به ديگران ياري دهند تا احساس كنند از سوي سايرين پذيرفته شده اند. روابط ضعيف با همسالان در دوران كودكي و نوجواني پيشگويي ناسازگاريهاي عاطفي دوران بزرگسالي، بزهكاري، اختلالات در سازگاري جنسي و ساير رفتارهاي ناسازگارانه است.
نوجواناني كه مي توانند نقش هاي اجتماعي و فردي متنوعي را ايفا كنند از لحاظ اجتماعي و عاطفي براي زندگي آتي و ازدواج مهياترند. 
يكي از مسائل عمده نوجوانان شكل گيري هويت است. بر طبق نظريه اريك اريكسون، افرادي كه احساس هويت قوي اي دارند خود را افرادي مجزا و متمايز از ديگران مي دانند كه د رنيازها و انگيزه ها و رفتار آنان انسجامي وجود دارد. استنباطي را از نوجوانان دارند كه نوجوانان از خودشان دارند.
شكل گيري هويت در جوامع صنعتي مدرن بسيار پيچيده است، زيرا نوجوان در اينگونه جوامع با اوضاع و احوالي روبرو مي شود كه به سرعت در حال تغيير است و به ناچار بايد نقش هاي متنوعي را ايفا كند. مشكلاتي كه بر سر راه شكل گيري هويت وجود دارد عبارت است از هويت يابي زودرس و سردرگمي در هويت يابي يا ناتواني در ايجاد هويتي با ثبات. غالبا زماني انسان به هويتي رشد يافته دست مي يابد كه دوراني پر از جستجو و عدم اطمينان را گذرانيده باشد. فرزندان مي گويند كه چه بايد بكنند و نيز فرزندان والدين سهل گير، بي بندوبار ، مساوات طلب و يا والدين بي اعتنا كه غير مسئول و بي توجه هستند به مشكلات بسياري دچار مي شوند.
از آنجا كه پيوند نوجوانان با والدينشان به تدريج ضعيف تر مي شود همسالان در رشد رواني آنان نقش حساسي مي يابند. همسالان امكاناتي براي يادگيري مهارتهاي اجتماعي، كنترل رفتار و درميان گذاشتن مشكلات و احساسات مشابه فراهم مي كنند، پذيرفته شدن از سوي همسالان و داشتن چند دوست نزديك در زندگي نوجوان اهميت بسياري دارد.
دوستان نزديك معمولا هم سن و هم جنس هستند و زمينه هاي خانوادگي و ارزش ها و هدفخصوصياتي مخالف خصوصيات نوجوان دارند). بر خلاف عقيده رايج، همسالان ارزش هاي اساسي والدين را تقويت مي كنند و با آن مخالف نيستند، هر چند كه ممكن است از لحاظ سليقه يا آداب و رسوم اختلافاتي داشته باشند. گروههاي همسالان نوجوان شامل جمعيت بزرگتر و غير شخصي و نيزدسته كوچكتر و دوستي هاي فردي است.
بسياري از عوامل در پذيرفته شدن نوجوانان از سوي همسالانشان تاثير مي گذارد و اين عوامل عبارتند از هوش، شكل ظاهري و مهارتها، موقعيت اجتماعي و استعداد هاي خاص. به طور كلي، نوجوانان همسالاني را ترجيح مي دهند كه بدشانس، انعطاف پذير، خوش طينت هاي مشابهي دارند، ولي استثناء هم وجود دارد افرادي از نظر آنها محبوبند كه به ديگران ياري دهند تا احساس كنند از سوي سايرين پذيرفته شده اند.
روابط ضعيف با همسالان در دوران كودكي و نوجواني پيشگويي ناسازگاريهاي عاطفي دوران بزرگسالي، بزهكاري، اختلالات در سازگاري جنسي و ساير رفتارهاي ناسازگارانه است.
نوجواناني كه مي توانند نقش هاي اجتماعي و فردي متنوعي را ايفا كنند از لحاظ اجتماعي و عاطفي براي زندگي آتي و ازدواج مهياترند. 
يكي از مسائل عمده نوجوانان شكل گيري هويت است. بر طبق نظريه اريك اريكسون، افرادي كه احساس هويت قوي اي دارند خود را افرادي مجزا و متمايز از ديگران مي دانند كه د رنيازها و انگيزه ها ورفتار آنان انسجامي وجود دارد. استنباطي را از نوجوانان دارند كه نوجوانان از خودشان دارند. شكل گيري هويت در جوامع صنعتي مدرن بسيار پيچيده است، زيرا نوجوان در اينگونه جوامع با اوضاع و احوالي روبرو مي شود كه به سرعت در حال تغيير است و به ناچار بايد نقش هاي متنوعي را ايفا كند. مشكلاتي كه بر سر راه شكل گيري هويت وجود دارد عبارت است از :هويت يابي زودرس و سردرگمي در هويت يابي يا ناتواني در ايجاد هويتي با ثبات. غالبا زماني انسان به هويتي رشد يافته دست مي يابد كه دوراني پر از جستجو و عدم اطمينان را گذرانيده باشد.
هويت جنسيتي يكي از اجزاي عمده شكل گيري هويت است. افراد مختلف خصوصيات متفاوتي را بخشي از هويت جنسيتي خود بشمار مي آورند. ممكن است زني حرفه اش را بخش عمده اي از هويت زنانه خود بداند، حال آنكه زن ديگري بر اين گمان باشد كه مادر بودن بخش اصلي هويت زنانه او را تشكيل ميدهد. دو جنسيتي تركيبي است از خصوصياتي كه از لحاظ فرهنگي زنانه يا مردانه تلقي مي شود. وجوانان دو جنسيتي عزت نفس زيادي دارند و از لحاظ پيشرفت تحصيلي، بخصوص در زمينه هايي كه معمولا جنس مخالف به آن اشتغال دارد، در سطح بالايي عمل مي كنند.
هويت شغلي براي بسياري از بزرگسالان و جوانان اهميتي اساسي دارد. نوجواناني كه در دوران نوجواني كار مي كنند تا حدودي براي اشتغالدر دوران بزرگسالي آمادگي بيشتري مي يابند . به خصوص اگر شغلشان با علايق حرفه اي آتي آنها ارتباط داشته باشد. موقعيت اجتماعي-اقتصادي از عوامل مهمي است كه در اهداف حرفه اي نوجوانان تاثير مي گذارد. دختران نوجواني كه به حرفه اهميت زيادي مي دهند مستقل ترند. آنان ظاهرا مي دانند كه ممكن است در بازار كار با تبعيض روبرو شوند و در عين حال ممكن است بين مسئوليت خانوادگي و كارشان تضادي احساس كنند كه حل آن برايشان دشوار باشد.
موضوعات اخلاقي براي بسياري از نوجوانان اهميت زيادي دارد و رشد شناختي در قضاوت اخلاقي اين امكان را به آنان مي دهد كه از طريق جديدي به اين موضوعات فكر كنند. بسياري از نوجوانان وارد آن مرحله اي از تفكر اخلاقي مي شوند كه كلبرگ  به آن اخلاقي عرفي مي گويد. در ضمن نوجوانان كم كم درباره ارزشهاي اجتماعي و سياسي بزرگسالان اطراف خود  ترديد مي كنند. مصرف مواد مخدر مثل الكل، ماري جوانا، آرامش بخش، آمفتامين و ساير مواد غير قانوني در سالهاي اخير بشدت افزايش يافته است. هر چند كه غالب نوجواناني كه اين مواد را امتحان كرده اند گاهگاهي از آن استفاده مي كنند ؛ ولي گروهي هم هستند كه به شدت به اين مواد معتاد شده اند. دلايل استفاده نوجوانان از مواد مخدر عبارت است از فشار گروه همسالان، خصومت نسبت به والدين،  فرار از فشارها،اختلالات عاطفي، بيگانگي اجتماعي و ميل به آزمودن چيزهاي تازه.بزهكاري كه عبارت از رفتار غير قانوني است، در اواخر دهه 1970 و بعد به اوج خود رسيده است. مردها بيش از زنان كارهاي خلاف قانون مي كنند و بيشتر مرتكب جرايمي مي شوند كه با خشونت توأم است. اوضاع و احوال اجتماعي و نيز فقر و تجارب فردي نوجوان را به بزهكاري سوق مي دهد. بزهكاري به خصوص در محله هاي شهري رو به زوال و در نواحي اي كه از انسجام محلي كمي برخوردار است بيشتر ديده مي شود. آن دسته از خصوصيات شخصيتي كه بزهكاري را متمايز مي كند عبارتند از ، تكانشي بودن، عدم كنترل برخود، بي اعتنايي و نداشتن انگيزه پيشرفت. خصوصيات بزهكاري در ده سالگي با خصوصيات د يگران در سن ده سالگي تفاوتهايي  دارد. بزهكاران در آن زمان غير صادق، مزاحم و غير محبوب بوده اند. والدين افراد بزهكار غالبا بسيار سهل انگارند، كمتر بر فرزندان خود نظارت مي كنند خود نظارت مي كنند و غالبا بي اعتنا هستند يا حالت خصومت دارند. زنداني كردن نوجوانان فايده درماني ندارد، در حقيقت گاهي هم امكان آموختن رفتار جنايتكاران را فراهم مي آورد. بسياري از جواناني كه در كانونهاي اصلاح هستند صرفا خلاف قانون عمل كرده اند ( رفتاري كه براي بزرگسالان جرم محسوب نمي شود)، مانند فرار كردن، داشتن فعاليت جنسي و يا تكرار جرم. روش هاي رفتاري، از جمله تقويت مستقيم رفتار مقبول در زندگي گروهي با موفقيت به كار رفته است. هر چند كه غالب نوجوانان دوران طوفان و تنش  را نمي گذرانند، ولي بعضي دچار مشكلات رواني مانند واكنش هاي حاد اضطراب ، بيماريهاي روان تني و افسردگي مي شوند و گاهي اوقات هم دست به خودكشي مي زنند. نوجوان ممكن است به دليل وقوع حادثه اي ناراحت كننده دست به خودكشي بزند، ولي معمولا ريشه در مشكلات ممتدي دارد كه نوجوان در كنار آمدن با مسائل زندگي با آن روبرو مي شود و يأس و نوميدي او را به دنبال دارد. چنين نوجواناني غالبا خود را جدا از خانواده احساس مي كنند و هيچ كسي را دوست خود نمي دانند.  غالبا افرادي كه دست به خودكشي مي زنند قبلا تهديد مي كنند يا درباره آن حرف مي زنند  به چنين تهديدهايي نبايد بي اعتنا بود.گاهي نوجوان دچار بيماريهاي مربوط به خوردن مي شود از جمله چاقي، بي اشتهاي عصبي، گرسنگي شديد غير طبيعي. در بيماري بي اشتهايي عصبي كه معمولا زنان به آن دچار مي شوند، بيماري در نتيجه رژيم سخت به كم وزني شديدي دچار مي شود و غالبا زندگيش مورد تهديد قرار مي گيرد.
در گرسنگي شديد غير طبيعي بيمار زياد غذا مي خورد و بعد آن را بر مي گرداند تا چاق نشود. افرادي كه دچار چاقي يا بي اشتهايي عصبي هستند غالبا احساس مي كنند كه كنترل بر زندگي خود ندارند. افرادي كه دچار بي اشتهايي عصبي هستند معمولا از بلوغ اجتماعي و جنسي مي ترسند، تا حدودي به اين دليل كه در كودكي از سوي والدين به شدت كنترل شده اند. آنهايي كه كار درمان نوجوانان را به عهده دارند بايد قاطع و اطمينان بخش باشند نه مستبد يا سهل انگار و لازم است كه با نوجوانان تفاهم داشته باشند و به آنان احترام بگذارند
+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389 و ساعت 19:58 |

فصل 11
هماهنگي و ارتباط

وقتي كه هنگام بازي توپي به سمت شما مي آيد، چشم شما بايد با ماهيچه هاي دست و پا براي ديدن و گرفتن آن ارتباط برقرار مي كند. از طرف ديگر، ماهيچه هاي شما بايد با دستگاه گردش خون و تنفس شما ارتباط داشته باشد تا فعاليت آن زيادتر شود و غذا و اكسيژن بيشتري به سلول هاي ماهيچه اي برساند. در ضمن شما به روحيه اي قوي در هنگام بازي نيازي داريد. همه اين اعمال و رفتارها به هماهنگي نياز دارند.
هماهنگي : پاسخي در برابر شرايط محيط خارجي و محيط داخلي بدن است. وقتي محيط اطراف جاندار تغيير كند. نوع رفتار آن جاندار نيز عوض مي شود.



  دستگاه عصبي :

دستگاه عصبي كه وظيفه كنترل، ارتباط، هماهنگي اندام هاي مختلف بدن را به عهده دارد، شامل شبكه اي از سلولها عصبي به نام نورون است كه با يكديگر ارتباط متقابل دارند. شبكه هاي نورون ها بطور پيوسته اطلاعاتي را درباره شرايط داخلي و شرايط محيطي جمع آوري و هماهنگ كرده، آن ها را تفسير مي كند. دستگاه عصبي بدن شما دو بخش اصلي دارد:

دستگاه عصبي مركزي:
اجتماعي از نورن ها بصورت مغز و نخاع، كه مراكز كنترل اعمال ارادي و غيرارادي بدن هستند. اين دستگاه ، اطلاعات دريافت شده ازمحيط بيرون و درون بدن راتفسير مي كند و به آنها پاسخ مي دهد.

دستگاه عصبي محيطي :
اعصابي كه از مغز و نخاع منشعب شده است و ارتباط آن ها را با بخش هاي مختلف بدن برقرار مي كند.

 



  نورون ها :

مراكز عصبي و اعصابي كه از آن ها منشعب شده اند، همه از سلول هاي عصبي يا نورن ها ساخته شده اند. نورن ها از نظر شكل، ساختمان و اندازه با يكديگر متفاوت اند ولي همه آنها از جسم سلولي، دندريت و آكسون تشكيل شده اند.

جسم سلولي شامل هسته، سيتوپلاسم و غشاي معمولي است. دندريت و آكسون دنباله هاي سيتوپلاسمي نورون اند كه گاه بسيار طويل هستند. اين دنباله هاي سيتوپلاسمي را تار (رشته هاي عصبي) مي نامند كه اجتماع آن ها در كنار يكديگر اعصاب را تشكيل مي دهد. كار نورون ها انتقال پيام عصبي به مراكز عصبي و از آنجا به همه ي نقاط بدن است. نورون ها اين عمل را فقط در يك جهت انجام مي دهند.
پيام عصبي در طول نورونها جريان مي يابد و منتقل مي شود. نورون ها با يكديگر و نيز با اندامهاي مختلف بدن در ارتباطند. اين محل ارتباط را سيناپس مي گويند. در سيناپس، نورون ها به يكديگر و يا به اندام هاي بدن متصل نمي شوند بلكه فقط اكنون دندريت آن ها در كنار هم يا در كنار اندامها قرار دارد و پيام عصبي بين آنها از دندريت به سمت آكسون ها جريان مي يابد، در جدول زير گوناگوني نورون ها را از نظر عملي مشاهده مي كنيد :

كار

ويژگي ساختاري

نوع نورون

انتقال پيام عصبي از اندامه هاي حسي و اعضاي داخلي بدن به سمت مراكز عصبي

دندريت بلند، آكسون كوتاه

حسي

انتقال پيام عصبي در مراكز عصبي و برقراري ارتباط بين نورون هاي حسي و حركتي

دندريت كوتاه، آكسون كوتاه يا بلند

رابط

انتقال پيام عصبي از مراكز عصبي به كليد بخش هاي عمل كننده بدن (مثل غده ها و ماهيچه ها)

دندريت كوتاه، آكسون بلند

حركتي

 


  انعكاس:

همه اعمال ما ارادي نيست،‌بلكه گاهي اوقات كارهايي را به صورت غيرارادي، بسيار سريع و بدون تفكر و اغلب به عنوان حفاظت از خود انجام مي دهد كه آنها را اعمال انعكاسي مي گويند. انعكاس ها ممكن است ساده يا پيچيده باشند. مثلاً ممكن است در اثر برخورد دستتان با يك جسم داغ فقط دست خود را عقب بكشيد. يا بدن خود را نيز دور كنيد يا حتي يك قدم به عقب برداريد. در چنين حالت هايي به ترتيب، ماهيچه هاي بيشتري در انعكاس شركت كرده اند.

 



  دستگاه هورموني :

دستگاه عصبي، با همه ي توانايي خود و يا انشعاباتي كه به تمامي نقاط بدن مي فرستد تنها دستگاه هماهنگ كننده ي بدن نيست. بسياري از اعمال بدن به نوع ديگري از ارتباط و هماهنگي بين بخشهاي مختلف بدن نيازدارند كه ايجاد آن به عهده ي دستگاه هورموني است.
هورمون ها ،‌تركيبات شيميايي خاصي در بدن هستند كه از غده هاي خاصي در خون ترشح مي شوند. اين مواد در حقيقت رابط هاي شيميايي هستند كه بين فعاليت هاي اجزاي تشكيل دهنده بدن هماهنگي بوجود مي آورند.
هورمون ها به مقدار بسيار كم ترشح مي شوند و بوسيله خون به اندام هدف خود مي رسند و در آن جا سبب كاهش يا افزايش شدت يك نوع فعاليت و در واقع تنظيم آن فعاليت مي شوند. اندام هدف شامل مجموعه ي خاصي از سلول هاي حساس به يك هورمون است.


برخي از غده ها يك هورمون و گروهي چند هورمون ترشح مي كنند. مقدار ترشح هورمون همواره بايد به اندازه مشخص باشد، افزايش يا كاهش اين مقدار باعث ايجاد بيماري مي گردد. ميزان ترشح هورمونها به راههاي حقيقي كنترل مي شود. علاوه بر يان كه هر غده مقدار هورمون توليد خود را بدقت زير نظر دارد،‌معمولاً توسط غده هيپوفيز هم كنترل مي شود. اين غده نيز به نوبه ي خود تحت نظارت بخشي از مغز قرار دارد، به اين ترتيب بعضي از كارها را در دستگاه عصبي و هورموني با ارتباط و هماهنگي همه ديگر انجام ميدهند.


در بدن هورمونهاي زيادي ترشح مي شوند كه هر كدام كار مشخص دارند. بعضي نيز كارهاي مختلفي را به عهده دارد و گاهي نيز براي انجام يك فرآيند تأثير چند هورمون لازم است. تنظيم رشد و تنظيم قند خون از موادي هستند كه تحت تأثير عمل چند نوع هورمون قرار دارند.


در رشد بدن هورممون هاي هيپوفيز و تيروئيد مؤثرند، تأثير هورمون غده تيروئيد بيشتري مربوط به دوران جنيني است . از غده هيپوفيز هورمون هاي مختلفي ترشح مي شود كه يكي از آنها هورمون هاي رشد است. اين هورمون ها بر ناحيه ي انتهايي استخوانهاي دراز اثر مي كند كه در نتيجه آن،‌تا حدود 20 سالگي با تبديل به غضروف به استخوان بر طول قد اضافه مي شود . مقدار ترشح هورمون رشد، بسيار اهميت دارد. بطوريكه كم يا زياد شدن مقدار آن، ايجاد بيماري مي كند.
در مقدار قند خون بطور عمده پنج نوع هورمون كه از لوزالمعده ،‌هيپوفيز و فوق كليه ترشح مي شوند نقش دارند. فقط زكي از اين هورمون ها، يعني انسولين كه از لوزالمعده ترشح مي شود،‌باعث كاهش قند خون و ورود آن به سلولها مي گردد. اما بقيه ي هورمون ها كه يكي از آن ها از خود لوزالمعده ترشح مي شود باعث افزايش قند خون مي شود.  



  فكر كنيد
سؤالات زير درباره نورونهاست . به اين سؤالات پاسخ دهيد:
چه خصوصيت هايي در سلول هاي عصبي ديده مي شود كه شبيه آن ها در سلول هاي ديگر بدن وجود ندارد؟

سلول هاي عصبي براي انتقال پيامهاي بدن (تحريك هاي عصبي) طرح ريزي شده اند و اين پيام ها ماهيت الكتريكي دارند،‌همچنين اين سلول ها واجد تارهاي بسياري به نام رشته هاي عصبي هستند كه در سلول هاي ديگر بدن وجود ندارند.  



  فرق عمل دندريت ها و آكسون ها چيست؟

دندريت پيام هاي عصبي را دريافت مي كند و آنها را به جسم سلولي انتقال ميدهد اما آكسون پيامهاي عصبي را از جسم سلولي مي گيرد و منتقل مي كند.  



  انتقال پيام هاي عصبي در طول نورن بصورت يك طرفه انجام مي شود . فايده ي اين وضع چيست؟

اين وضع براي جلوگيري از اختلال در كار انتقال پيام هاي عصبي ضرورت دارد. فكر كنيد .  



  جدول زير درباره ي انعكاس هاست. آنرا تكميل كنيد.

منظور

پاسخ

محرك

نوع انعكاس

عدم ورود سوزن به دست

حركت دست به عقب

سوزن

عقب كشيدن دست

محافظت از چشم ها

بستن چشم

مشاهده غذا

ترشح بزاق

محافظت از چشم ها

بستن چشم

تماس جسم خارجي با قرنيه

پلك زدن

خروج غبار از چشم

خروج اشك از چشم

ورود جسم خارجي به چشم

ريزش اشك

خروج غبار از بيني

خروج هوا از بيني

تماس غبار با مخاط بيني

عطسه

عدم ورود غذا به ناي

خروج غذا از ناي

تماس ذره غذا با پوشش ناي

سرفه

عدم ورود نور زياد به چشم

تنگ شدن مردمك

نور زياد

تغيير قطر مردمك

دريافت مقدار زياد اكسيژن

تنفس عميق

كاهش اكسيژن خون

خميازه

دوركردن زانو از عامل ضربه

حركت ساق پا به بالا

ضربه تندزير كشكك زانو

پرش زانو

 


  تفسير كنيد
با مشاهده شكل ص 123 آن چه را كه رخ داده است را توضيح دهيد.


1) ابتدا جسم تيز،نورون حسي واقع در نقطه ي تماس را تحريك مي كند.
2) اين نورون با پيام از طريق آكسون خود، با واسطه يا بدون واسطه نورون رابط، به نورون حركتي كه در مركز عصبي (نخاع) واقع است مي رساند.
3) نورون حركتي واقع در نخاع، از راه آكسون، خود پيام لازم را به سلول هاي ماهيچه اي مي رساند.
4) سلول هاي ماهيچه اي منقبض مي شوند و پوست از محرك اوليه دور مي شود  



  فايده ي سرعت و غيرارادي بودن عمل انعكاس چيست؟

زيرا عمل انعكاس،‌قبل از آن كه مغز اطلاع حاصل كند كه چه اتفاقي مي افتد و وقت زيادي بگذرد، صورت مي گيرد.  



  آيا جانوران همه انعكاس دارند؟

بله انعكاس هاي نخاعي را مي توان در قورباغه اي كه مغز آن تخريب شده است نيز نشان داد.  



  مقايسه كنيد
اين جدول را تكميل كنيد:

دستگاه هورموني

دستگاه عصبي

 

شيميايي

تقريباً الكتريكي

نوع پيام

خون

اعصاب

مسير انتقالي

كم

زياد

سرعت نسبي

تدريجي

زياد

سرعت پاسخ

زياد

كم

دوام پيام

 


  فكر كنيد :
چرا اثر هورمون ها پايدارتر از اثر پيام هاي عصبي است؟ فايده ي اين پايداري چيست؟

تأثير هورمون ها با دوام تر از تأثير كار اعصاب است. اثرات آن ها بسيار كندتر و از نظر خصوصيات عمومي تر است. بيشتر تغييراتي كه تحت كنترل آنهاست، ماهيتي بلند مدت دارد.  

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389 و ساعت 19:56 |
در بين جانوران برخي ساكن و برخي متحرك اند جانوراني كه ساكن هستند اغلب در دريا زندگي مي كنند. جانوران ساكن هم اندام هاي حركتي دارند اين اندام ها همانند تاژه، مژك و بازو موجب موجب حركت     مي شوند.

حرکت لازمه ي زنده بودن موجود زنده است زيرا موجود با حركت كردن مي تواند نيازهايش را تامين كند.

انسان نيز حركت مي كند. حركت انسان توسط نيروي ماهيچه ها به كمك استخوان صورت مي گيرد. به عبارت ديگر استخوان ها اهرم هایی هستند كه با نيروي ماهيچه حركت مي كنند.

استخوان و كار آن

اسكلت انسان مانند ساير مهره داران اسكلت داخلي است. در اسكلت انسان علاوه بر استخوان ها غضروف و اجزاي ديگري وجود دارد.

 

وظايف اسكلت انسان:

1)شكل دادن به بدن

2) كمك حركت كردن بدن

 

3) حفاظت از اندام هاي مهم مانند قفس سينه و جمجمه

 

4) توليد گلبول هاي (سلول ما) خون.

بدن انسان مجموعه اي از سلول هاست. بافت استخواني نيز مانند ساير بافت ها از سلول هايي تشكيل شده است كه ساختار ويژه اي دارد.

 

مي دانيد كه در هر بافت سلول ها در ميان مايع بين سلول (آب ميان بافتي) قرار دارند.

 

گاهي ماده ي بين سلولي مانند استخوان جامد و گاهي نيمه جامد غضروف و گاهي مايع است مانند خون بنابر اين بافتي استخواني از سلول هاي استخواني تشكيل شده است كه در بين سلول هاي استخواني ماده ي زمينه اي جامدي وجود دارد كه به استخوان ها استحكام مي بخشد.

اگر يك ديوار را استخوان فرض مي كنيم آجرها سلول ها و سيمان بين آجرها ماده ي بين سلولي خواهد بود.

ماده ي زمينه اي بين سلول هاي استخواني شامل كلسيم و فسفر و رشته هاي پروتئيني است.

ماده ي كلسيم و فسفر استخوان را در برابر فشار مقاوم مي سازدو رشته هاي پروتئيني كه در بين ماده كلسيم و فسفر پراكنده است مقاومت استخوان در برابر ضربه زيادتر مي كند.

 

اگر يك تير سيماني برق را در نظر بگيريد ماده بتوني آن تير را در برابر فشار و ميل گردهاي دروني بتن مانند رشته هاي پروتئيني استخوان آن را در برابر ضربه مقاوم مي سازد.

اسكلت انسان يك تكه نيست و از استخوان هاي مختلفي تشكيل شده است كه به هم اتصال دارند و حركت استخوان هاي انسان در قالب حركات مفصل هاي متحرك صورت مي گيرد.

اگر استخوان در آب جوش قرار دهيم و بپزيم رنگ، شكل ظاهري، سختي و مقاومت آن در برابر حرارت تغييري مي كند .

 

در حرارت زياد شعله حتي رشته هاي پروتيئني مي سوزد و استخوان قابليت انعطاف خود را از دست مي دهد و ترد و شكننده مي شود. همچنين اگر استخوان را درون اسيد رقيق قراردهيم  پس از مدتي مواد معدني آن (كلسيم، فسفر) از بين مي رود و نرم مي شود.

 

ماده معدني استخوان از تركيبات كلسيم (فسفات فلوئوريد كربنات) وفسفات منيزيم است.

و ماده آلي آن از پروتئيني به نام اوسيئن است. نسبت مواد آلي به معدني در كودكان و بزرگسالان و سالخوردگان متفاوت است.

توده استخوان در سنين بالا افزايش مي يابد و تا سن 30 الي 35 سالگي ادامه مي يابد و از آن پس كاهش تدريجي آن آغاز مي گردد. چنانچه كاهش توده استخوان سريع صورت گيرد پوكي استخوان پديد مي آيد.

از عوارض پوكي استخوان، شكستگي آن است كه ممكن است در نقاط مختلف بدن مانند مفصل هاي ران، كمر، ستون مهره ها...) صورت بگيرد.

S8

عوامل مختلفي در پوكي استخوان نقش دارند كه عبارتند از: جنسيت، ارث، جثه، نژاد، افزايش سن، برخي از بيماري ها ي تيروئيدي)

براي جلوگيري از پوكي استخوان مي توان موارد زير را رعايت نمود.

كنترل وزن، ورزش كردن، مصرف كلسيم كافي، عدم استفاده از سيگار، عدم مصرف نوشابه هاي گاز دار، مصرف پروتئين و ويتامين D

 

 رشد استخوان:

       

 

همه استخوان هاي انسان در دوران جنيني به صورت  بافت پيوندي شكل مي گيرند و استخواني شدن، آنها به دو شكل صورت مي گيرد:

1) تبديل مستقيم بعضي از استخوان ها مانند استخوان هاي سر و صورت به بافت استخواني

 

2) بافت پيوندي ابتدا به غضروف تبديل مي شود سپس غضروف ها استخواني  مي شوند.

 

روند استخواني شدن اين استخوان ها تا سن 20 سالگي  ادامه مي يابد در دو سر استخوان هاي دراز بافتي به نام غضروف اتصال وجود دارد، از تقسيمات غضروف اتصال سلول هاي جديد ايجاد مي شود، و طول استخوان زيادتر مي گردد. در سطح استخوان هم پرده ضريع وجود دارد كه با تقسيمات سلولي خود موجب توليد سلول ها و افزايش قطر استخوان مي شود. بدين ترتيب استخوان رشد طولي و قطري دارد.

در اسكلت انسان يك ستون مركزي به نام ستون مهره ها يا ستون فقرات وجود دارد. كه از تعدادي مهره تشكيل شده است.

 

ستون مهره ها:

ستون مهره ها از نيم رخ 4 انحنا دارد ستون مهره ها به كمك انحناهاي خود و عضلات اطراف و رباط ها مي توانند فشار زيادي را تحمل كنند.

 

طول ستون مهره ها در مردان به طور متوسط 70 سانتي متر و در زنان 60 سانتي متر است در افراد سالخورده به علت تشديد انحناهاي ستون مهره ها و كاهش قطر ديسك هاي بين مهره ها مي توانند تا 4/1 طول ستون مهره ها كاهش مي يابد.

 

مفصل:

به محلي كه دو يا چند استخوان به يكديگر متصل هستند اعم از اينكه بين آنها حركت باشد يا نباشد مفصل (بند) مي گويند.

انواع مفصل:

1)مفصل ثابت يا ليفي (fibrous jornts):

 

در مفاصل ثابت يا ليفي قطعات استخواني توسط بافتي پيوندي از نوع رشته اي به يكديگر اتصال يافته اند. اين رشته ها به تدريج به استخوان تبديل مي شوند مانند استخوان هاي كاسه سر.

2) مفاصل غضروفي (cartilaginous joimts) يا نيمه متحرك:

F11

در اين نوع مفاصل يك صفحه غضروفي در بين دو قطعه ي استخوان وجود دارد مثل مفصل بين دنده ها و جناغ سينه در اينگونه مفصل ها در ابتداي پيدايش رشته اي وجود داشته است كه به غضروف تبديل شده است.

مانند ديسك بين مهره ها در ستون مهره ها.

 

3) مفصل متحرك (سينويال) synovial jointsl:

 

اين نوع مفاصل ها نسبت به دو مفصل ذكر شده كامل ترند، در اين مفصل دو استخوان مجاور توسط كپسول مفصلي و رشته هاي پيوندي به هم اتصال يافته اند. سطوح مفصلي دو استخوان مجاور با هم تماس دارند و آزادانه حركت مي كنند.

 

اجزاي مفصل متحرك:

1) سطوح مفصلي:

قسمتي از انتهاي دو استخوان كه در حفره مفصلي قرار دارد با لايه اي از غضروف پوشيده شده است.

 

2) كپسول مفصلي (كپسول ليفي):

غلافي از جنس بافت هم بند متراكم مفصل را در بر مي گيرد و به استخوان مي چسبد و استخوان را در مجاورت  هم نگه مي دارد.

 

3)رباط :

نواري از جنس هم بند متراكم است اين بافت بين دو استخوان كشيده شده است وظيفه آن مهار حركات بيشتر از اندازه مفصلي است.

F13

 

4)غشاي سينويال:

غشاي نازكي از بافت هم بند است كه سطح داخلي كپسول مفصلي و بخش هايي از استخوان ها كه در كپسول مفصلي وجود دارد را مي پوشاند اين غشاء مايع مفصلي (مايع ليدوپال) ترشح مي كند كه موجب كاهش اصطكاك دو استخوان در ناحيه مفصل مي شود همچنين داراي مواد غذايي لازم براي غضروف مفصلي است.

 

5) حفره مفصلي:

فضاي بين سطوح مفصلي است كه كپسول مفصلي و غشاء سينويال آن را در بر گرفته است.

 

 

انواع مفاصل متحرك:

1) مفاصل مسطح(لغزشي):

در اين نوع مفصل سطوح مفصلي كوچك، صاف، تخت است ممكن است كمي محدب يا مقعر باشد.

اين گونه مفصل ها سبب حركاتي مانند سرخوردن، لغزيدن مي شوند مانند مفصل بين استخوان هاي مچ دست و پا.

 

 

2) مفصل لولايي:

در اين نوع مفصل سطوح مفصلي قرقره اي شكل و قرينه يكديگر است.

حركت اين نوع مفصل مانند لولاي در باز و بسته شدن در يك صفحه حول يك محور صورت مي گيرد مثل مفصل آرنج و انگشتان

 

3) مفصل محوري و استخواني:

 

 

در اين نوع مفصل يك استوانه درون حلقه اي ناقص يا كامل مي چرخد درنتيجه مفصل حول محور طولي حركت چرخشي دارد.

 

4) مفصل بيضي شكل:

سطوح مفصلي كمي محدب و مقعر و بيضي شكل است اين مفصل قابليت حركات در دو جهت تا و باز شدن و دور و نزديك شدن دارند مثل مفصل مچ دست و ساعد چرخش اين نوع مفصل ها محدود است.

 

 

5) مفصل زينی:

سطوح اين نوع مفصل مانند زين اسب است. و سطوح مقعر هر يك, درون  هم فرو رفته اند مانند: مفصل مچ با كف است.

 

6) مفصل گوی و كاسه اي :

سطوح مفصلي در اين نوع مفصل مانند گوي و حفره است اين مفصل حول محور خود در جهات مختلف مي چرخد مانند استخوان ران و لگن يا بازو و كتف.

 

انسان به كمك استخوان و مفاصل با استفاده از نيروي ماهيچه حركات مختلف انجام مي دهد كه عبارتند از:

1) تاشدن باز شدن:

در اين حركت زاويه بين دو استخوان كاهش يا افزايش مي يابد.

 

2) دور كردن و نزديك كردن:

در اين حركت اندام داراي استخوان از محور اصلي بدن دور يا نزديك مي شود (adbuction)

 

3) چرخش:

حركت در محور اصلي اندام با حركت استخوان حول محور خود مانند چرخش گردن.

 

4) دوران:

حركتي كه در آن تا و باز شدن و دور و نزديك كردن و چرخش به طور همزمان صورت مي گيرد مثل چرخش دست حول محور خود ماهيچه ها.

 

حدود 3/1 تا 2/1 وزن بدن ها را ماهيچه ها تشكيل مي دهند ماهيچه ها عامل اصلي حركتند با وجود ماهيچه هاست كه غذا در طول لوله ی گوارش به پيش مي رود و هضم و جذب مي گردد و يا با حضور ماهيچه هاست كه خون در رگ ها جريان مي يابد و استخوان ها حركت مي كنند و ما مي توانيم فعاليت هاي خود را انجام دهيم.

در اندام هايي مانند چشم ها، زبان، ديواره لوله گوارشي، دفع ادرار، قلب ماهيچه ها وجود دارد اما شيوه كنترل فعاليت هاي آنها متفاوت است.

 

ماهيچه ها را مي توان بر اساس ساختار، موقعيت و شيوه ي كنترل تقسيم بندي كرد.

1) ماهيچه قلبي:

اين ماهيچه شامل سلول هاي منفرد، منشعب يا طويلي است كه به موازات يكديگر قرار گرفته اند و داراي خطوط عرضي هستند. انقباض آنها غير اداري و قوي و منظم است.

 

2) ماهيچه ي صاف:

 

اين نوع ماهيچه، اجتماعي از سلول هاي دوكي شكل است اين نوع ماهيچه پروتئين هاي انقباضي به صورت خطوط عرضي در زير ميكروسكوپ ندارد انقباض آنها كندتر از سلول هاي ماهيچه اي استخوان است و تحت كنترل اعصاب خودكار بدن هستند و ارادي نيستند. اين نوع ماهيچه را ماهيچه ي احشايي مي گويند.

مانند ماهيچه ي درون احشا و اندام هاي حفره اي شكلي مثل روده، معده، ميزناي، عدسي چشم، مردمك

 

 

 

3) ماهيچه ي اسكلتي(مخطط):

ماهيچه اسكلتي شامل دسته هايي از سلول هاي چند هسته اي استوانه اي بسيار طويل است كه در درون آنها پروتئين دماي انقباضي به صورت خطوط عرضي ديده مي شود.

حركت اسكلت بدن توسط اين نوع ماهيچه ها صورت مي گيرد. انقباض اين ماهيچه سريع پر قدرت و تحت كنترل اراده است بافت ماهيچه اي از سلول هاي ساخته شده است.

هر سلول ماهيچه اي تار ماهيچه نام دارد كه داراي رنگ دانه هاي ميوگلوبين به رنگ قرمز � قهوه اي است .

ميوگلوبين مولكولي شبيه هموگلوبين است.

در سلولهاي ماهيچه اي اسكلتي(مخطط) هسته هايي وجود دارد كه معمولا در زير غشاي سلول قراردارند.

 

تارهاي ماهيچه اي اسكلتي از نظر ساختار و عملكرد به سه دسته تقسيم مي شوند.

1) قرمز:

مقادير زيادي ميوگلوبين دارند اين تارها نيرومند هستند و ميتوكندي زياد دارد اما سرعت انقباض آن ها كمتر است.

 

2)سفيد:

اين نوع تارها نسبت به ساير آنها بزرگتر، قطورتر و ميتوكندري كمتر و ميوگلوبين كمتري دارند. سرعت انقباض زياد و نيروي آن ها كم است.

 

3) بينابيني:

ويژگي هاي حد واسط رشته هاي قرمز و سفيد را دارند.

 

خواص ماهيچه ها:

1) تركيب پذيري :

محركهاي فيزيكي (دما الكتريسيته)، شيميايي(اسيد و باز)، مكانيكي(ضربه)، موجب حركت ماهيچه ها مي شود.

 

2) انقباض:

مهمترين ويژگي ماهيچه ها خاصيت انقباض آنهاست. اين ويژگي ماهيچه موجب حركت اندام ها مي شود.

 

 

3) انبساط:

اين ويژگي موجب بازگشت آن به حالت اول است. و موجب حركات بدن مي شود.

ماهيچه هاي اسكلتي حركت متقابل دارند. يعني ماهيچه هايي كه در دو طرف يك استخوان قراردارند عكس عمل هم عمل مي كنند و موجب حركت اندام مي شود.

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389 و ساعت 19:50 |


جریان الکتریکی در الکتریسته ، جریان سرعت عبور الکترونها در یک سیم مسی یا جسم رسانا است. جریان قراردادی در تاریخ علم الکتریسته ابتدا به صورت عبور بارهای مثبت تعریف شد. هر چند امروزه می‌دانیم که در صورت داشتن رسانای فلزی ، جریان الکتریسته ناشی از عبور بارهای منفی ، الکترون ، در جهت مخالف است. علیرغم این درک اشتباه ، کماکان تعریف قراردادی جریان تغییری نکرده است. نمادی که عموما برای نشان دادن جریان الکتریکی (میزان باری که در ثانیه از مقطع هادی عبور می‌کند) در مدار بکار می‌رود، I است.

مقدمه

در یک هادی عایق شده مانند قطعه‌ای سیم مسی ، الکترونهای آزاد شبیه مولکولهای گازی که در ظرفی محبوس شده‌اند، حرکات کاتوره‌ای انجام می‌دهند و مجموعه حرکات آنها در طول سیم هیچ گونه جهت مشخصی ندارد. تعداد الکترونهایی که به چپ حرکت می‌کنند با تعداد الکترونهایی که به راست حرکت می‌کنند، یکی است و برآیند آنها صفر می‌باشد. ولی اگر دو سر سیم را به باتری وصل کنیم، این برآیند دیگر صفر نیست.



تصویر

تاریخچه

تاریخ الکتریسیته به 600 سال قبل از میلاد می‌رسد. در داستانهای میلتوس (Miletus) می‌خوانیم که یک کهربا در اثر مالش کاه را جذب می‌کند. مغناطیس از موقعی شناخته شد که مشاهده گردید، بعضی از سنگها مثل مگنیتیت ، آهن را می‌ربایند. الکتریسیته و مغناطیس ، در ابتدا جداگانه توسعه پیدا کردند، تا این که در سال 1825 اورستد (Orested) رابطه‌ای بین آنها مشاهده کرد. بدین ترتیب اگر جریانی از سیم بگذرد می‌تواند یک جسم مغناطیسی را تحت تأثیر قرار دهد. بعدها فاراده کشف کرد که الکتریسیته و مغناطیس جدا از هم نیستند و در مبحث الکترومغناطیس قرار می‌گیرد.

مشخصات جریان الکتریکی

از نظر تاریخی نماد جریان I ، از کلمه آلمانی Intensit که به معنی شدت است، گرفته شده است. واحد جریان الکتریکی در دستگاه SI ، آمپر است. به همین علت بعضی اوقات جریان الکتریکی بطور غیر رسمی و به دلیل همانندی با واژه ولتاژ ، آمپراژ خوانده می‌شود. اما مهندسین از این گونه استفاده ناشیانه ، ناراضی هستند.

آیا شدت جریان در نقاط مختلف هادی متفاوت است؟

شدت جریان در هر سطح مقطع از هادی مقدار ثابتی است و بستگی به مساحت مقطع ندارد. مانند این که مقدار آبی که در هر سطح مقطع از لوله عبور می‌کند، همواره در واحد زمان همه جا مساوی است، حتی اگر سطح مقطعها مختلف باشد. ثابت بودن جریان الکتریسیته از این امر ناشی می‌شود که بار الکتریکی در هادی حفظ می‌شود. در هیچ نقطه‌ای بار الکتریکی نمی‌تواند روی هم متراکم شود و یا از هادی بیرون ریخته شود. به عبارت دیگر در هادی چشمه یا چاهی برای بار الکتریکی وجود ندارد.



تصویر

سرعت رانش

میدان الکتریکی که بر روی الکترونهای هادی اثر می‌کند، هیچ گونه شتاب برآیندی ایجاد نمی‌کند. چون الکترونها پیوسته با یونهای هادی برخورد می‌کنند. لذا انرژی حاصل از شتاب الکترونها به انرژی نوسانی شبکه تبدیل می‌شود و الکترونها سرعت جریان متوسط ثابتی (سرعت رانش) در راستای خلاف جهت میدان الکتریکی بدست می‌آورند.

چگالی جریان الکتریکی

جریان I یک مشخصه برای اجسام رسانا است و مانند جرم ، حجم و ... یک کمیت کلی محسوب می‌شود. در حالی که کمیت ویژه‌ دانستیه یا چگالی جریان j است که یک کمیت برداری است و همواره منسوب به یک نقطه از هادی می‌باشد. در صورتی که جریان الکتریسیته در سطح مقطع یک هادی بطور یکنواخت جاری باشد، چگالی جریان برای تمام نقاط این مقطع برابر j = I/A است. در این رابطه A مساحت سطح مقطع است. بردار j در هر نقطه به طرفی که بار الکتریکی مثبت در آن نقطه حرکت می‌کند، متوجه است و بدین ترتیب یک الکترون در آن نقطه در جهت j حرکت خواهد کرد.

اشکال مختلف جریان الکتریکی

در هادیهای فلزی ، مانند سیمها ، جریان ناشی از عبور الکترونها است، اما این امر در مورد اکثر هادیهای غیر فلزی صادق نیست. جریان الکتریکی در الکترولیتها ، عبور اتمهای باردار شده به صورت الکتریکی (یونها) است، که در هر دو نوع مثبت و منفی وجود دارند. برای مثال، یک پیل الکتروشیمیایی ممکن است با آب نمک (یک محلول از کلرید سدیم) در یک طرف غشا و آب خالص در طرف دیگر ساخته شود. غشا به یونهای مثبت سدیم اجازه عبور می‌دهد، اما به یونهای منفی کلر این اجازه را نمی‌دهد. بنابراین یک جریان خالص ایجاد می‌شود.

جریان الکتریکی در پلاسما عبور الکترونها ، مانند یونهای مثبت و منفی است. در آب یخ زده و در برخی از الکترولیتهای جامد ، عبور پروتونها ، جریان الکتریکی را ایجاد می‌کند. نمونه‌هایی هم وجود دارد که علیرغم اینکه در آنها ، الکترونها بارهایی هستند که از نظر فیزیکی حرکت می‌کنند، اما تصور جریان مانند 'حفره‌های (نقاطی که برای خنثی شدن از نظر الکتریکی نیاز به یک الکترون دارند) مثبت متحرک ، قابل فهم تر است. این شرایطی است که در یک نیم هادی نوع p وجود دارد.

اندازه گیری جریان الکتریکی

جریان الکتریکی را می‌توان مستقیما توسط یک گالوانومتر اندازه گیری کرد. اما این روش نیاز به قطع مدار دارد که گاهی مشکل است. جریان را می‌توان بدون قطع مدار و توسط اندازه گیری میدان مغناطیسی که جریان تولید می‌کند، محاسبه کرد. ابزارهای مورد نیاز برای این کار شامل سنسورهای اثر هال ، کلمپ گیره‌های جریان و سیم پیچهای روگووسکی است.

مقاومت الکتریکی

اگر اختلاف پتانسیل معینی را یک بار به دو انتهای سیم مسی و بار دیگر به دو انتهای میله چوبی وصل کنیم، شدت جریانهای حاصل در هر لحظه با هم اختلاف زیادی خواهند داشت. خاصیتی از هادی را که اختلاف مزبور را باعث می‌شود، مقاومت الکتریکی گویند، که آن را با R نشان می‌دهند و مقدار آن برابر R = V/I است که در آن V اختلاف پتانسیل بین دو سر سیم و I جریان الکتریکی است. واحد مقاومت الکتریکی اهم یا ولت بر آمپر می‌باشد.

توان الکتریکی

یک مدار الکتریکی را در نظر می‌گیریم که حامل جریان I و ولتاژ V بوده و یک مقاومت Rدر آن قرار دارد. بار الکتریکی dq موقع عبور از مقاومت به اندازه Vdq ، از انرژی پتانسیل الکتریکی خود را از دست می‌دهد. طبق قانون بقای انرژی ، این انرژی در مقاومت به صورت دیگری ، مثلا گرما ظاهر می‌شود. گر در مدت زمان dt ، انرژی du حاصل شود، در این صورت داریم:


P=du/dt

در این رابطه P ، توان الکتریکی است که دارای واحد وات می‌باشد. برای یک مقاومت می‌توان توان را به صورت زیر:


P = RI2

نوشت.

مباحث مرتبط با عنوان

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389 و ساعت 19:45 |

منشاء بار الكتريكي

يكي از نخستين پرسشهايي كه به ذهن آدمي مي‌آيد، اين است: منشاء بار الكتريكي چيست؟ اين پرسش تا زماني نسبتاً طولاني پس از آغاز مطالعه در باب الكتريسيته، همچنان بي پاسخ ماند. گر چه ديوي، فارادي، و سايرين متقاعد شده بودند كه بار الكتريكي با عناصر شيميايي ارتباط دارد.

اگر ساختمان اتمي عناصر را در نظر بگيريم، چنان كه مي‌دانيم يك اتم از اجتماع ذراتي به نام الكترون، پروتون و نوترون تشكيل شده است (گر چه امروزه دانشمندان وجود ذراتي ديگر مانند مزون‌ها، پوزيترون‌ها و هيپرون‌ها را در اتم كشف كرده‌اند). نوترون‌ها و پروتون‌ها در هر اتم، هسته‌ اتم را تشكيل مي‌دهند و الكترون‌ها در فاصله‌اي از هسته قرار دارند و بر طبق نظريه بوهر (Bohr) به دور هسته در گردش‌اند. قطر هسته مركزي حدود 12- 10 سانتيمتر بوده و قطر مدارهاي الكتروني تقريبا 10000 مرتبه از قطر هسته مركزي بزرگتر است. الكترونها و پروتونها داراي  بار الكتريكي هستند.

هر اتم از هسته‌اي بسيار كوچك، با جرم نسبتا زياد، و با بار مثبت، و يك يا چند الكترون بسيار سبكتر با بار منفي تشكيل شده است. مي‌توان فرض كرد كه الكترونها ناحيه‌اي تقريباً كروي در اطراف هسته اشغال مي‌كنند؛ همچنين مي‌توان آنها را به صورت اجسامي تجسم كرد كه مانند گشتن سيارات به دور خورشيد، هسته را دور مي‌زنند. تشبيه به منظومه شمسي در مواردي‌كه مدل مفيد به شمار مي‌آيد جايز است اما اين شباهت چيزي جز يك مدل نيست.

بار الكتريكي پروتون، مثبت و بار الكتريكي الكترون، منفي است و نوترونها فاقد بار الكتريكي هستند.تعداد الكترونها و پروتونهاي يك اتم برابر است. پس در حالت عادي اتم يك جسم از نظر بار الكتريكي خنثي است؛ يعني در اين شرايط هيچگونه خاصيت الكتريكي از خود ظاهر نمي‌سازد. بنابراين مي‌توان گفت بار الكتريكي پروتون و الكترون از نظر قدر مطلق مساويند و فقط از نظر علامت با يكديگر اختلاف دارند. بار الكتريكي الكترون منفي و بار الكتريكي پروتون مثبت اختيار مي‌شود.

بار مثبت هسته، الكترونهاي با بار منفي را مي‌ربايد و آنها را در مدارهايي پايدار نگاه مي‌دارد. الكترونهايي كه خيلي به هسته نزديكند، قوياً مقيدند؛ يعني نمي‌توان آنها را به آساني از هسته جدا كرد؛ و آنهايي كه در مدارهاي دورتر قرار دارند، آسانتر مي‌شود از جاي خود خارج كرد. در برخي مواد، مانند شيشه، مي‌توان الكترونهاي نزديك به سطح را از طريق مالش مكانيكي، به ابريشم منتقل كرد. به همين، ترتيب الكترونهاي اتمهاي پوست جانوران يا پشم به ورود به كهربا يا ابونيت گرايش دارند. به اين ترتيب، ابونيت بر اثر مالش با پوست جانوارن، به علت اين انتقال بار، بار منفي اضافه پيدا مي‌كند، در حالي كه ميله شيشه‌اي بر اثر مالش با ابريشم، الكترون از دست مي‌دهد و بار مثبت پيدا مي‌كنـد.

جرقه زدن

اگر چيزي بار الكتريكي مثبت پيدا كند، آنگاه چيز ديگري:

الف) به همان اندازه بار مثبت مي‌گيرد.

ب) به همان اندازه بار منفي مي‌گيرد.

ج) بار منفي مي‌گيرد، اما نه لزوماً به همان اندازه.

د) مغناطيسي مي‌شود.

پاسخ: (ب) پاسخ درست است. هنگامي كه موهاي گربه‌اي را با برس شانه مي‌كنيد، موهاي گربه بار الكتريكي مثبت و شانه‌هاي برس بار الكتريكي منفي پيدا مي‌كنند. با اين كار، شما الكتريسيته نمي‌آفرينيد بلكه الكتريسيته از قبل در آنجا حضور دارد. در هر اتم موهاي گربه، قبل از برس زدن، به تعداد مساوي الكتريسيته مثبت و منفي وجود دارد. الكتريسيته مثبت در هسته اتمها و الكتريسيته منفي در الكترونهاي اطراف آنها؛ كار برس فقط اين است كه بارهاي مثبت و منفي را از هم جدا مي‌كند. دليل اين امر اين است كه الكترون خواهي يا «تمايل به جذب الكترون» شانه‌هاي برس از موهاي گربه خيلي بيشتر است. بر اثر تماس بار الكتريكي موهاي گربه منتقل و يك بي‌تعادلي در بار الكتريكي برس و گربه ايجاد شود. موي گربه كسر بار منفي دارد كه در اصطلاح مي‌گوييم بار مثبت پيدا كرده است. اضافه بار منفي شانه برس نيز باعث مي‌شود كه بار برس منفي شود. در نتيجه شانه برس و موي گربه بار مساوي اما ناهمنام پيدا مي‌كنند. انرژي‌اي كه صرف برس زدن به موي گربه مي‌شود در بارهاي جدا شده انباشته مي‌شود. هر گاه برس را به گربه نزديك كنيم، اين انرژي به صورت جرقه آزاد مي‌شود.

ايجاد ناهمگني در فضاي تهي

باردار كردن عبارت است از فرايند جداسازي بار كه مستلزم انجام كار است. آيا با دادن انرژي كافي مي‌توان از هيچ (مثلاً در فضاي تهي) بار الكتريكي آفريد؟

الف) بلي، اين امر يك رويداد غير معمولي نيست. 

ب) نه، چنين رويدادي ناقض قوانين شناخته شده فعلي است

 پاسخ: (الف) پاسخ درست است. اگر يك پرتو پرانرژي x از نزديكي يك قطعه ماده عبور كند، يا اگر دو پرتو x با هم برخورد كنند، انرژي پرتوهايx، درست در آن فضاي تهي يك الكترون منفي و يك الكترون مثبت مي‌آفريند. از اين فرايند عكس گرفته شده است و هنگامي كه انرژي خيلي زياد است، اين يك امر عادي است. الكترون مثبت را پوزيترون مي‌گويند.

حال ببينيم كه اين پديده چگونه اتفاق مي‌افتد؟ فرض كنيد كه مي‌دانيم انرژي از كجا مي‌آيد: از پرتوهاي x. اما بارها از كجا مي‌آيند؟ تا كنون يك بار خالص در هيچ مكاني آفريده نشده است. يعني، اگر در جايي بار صفر باشد، هميشه بايد صفر باقي بماند. بار فقط در يك معناي محدود آفريده مي‌شود. يعني بارهاي مثبت و منفي به مقادير مساوي و همزمان آفريده مي‌شوند، به گونه‌اي كه اثر بار مثبت دقيقاً اثر بار منفي را خنثي مي‌كند. به عبارت دقيق‌تر، بايد بگوييم كه بار از فضاي تهي جدا شده است. مي‌توانيم اين فرايند را به صورت زير تصوير كنيم:

 فرض كنيد فضاي تهي به صورت يك «ناحيه» خاكستري رنگ باشد. از محلa در اين فضاي تهي مقداري خاكستري برمي‌داريم وآن را در محلc قرار مي‌دهيم. جاي a را در شكل با b نشان داده‌ايم. بنابراين، در عمل ما سياه و سفيد نيافريده‌ايم، بلكه فقط سياه و سفيد را از خاكستري جدا كرده‌ايم. به همين ترتيب، بارهاي الكتريكي مثبت و منفي از فضاي تهي جدا مي‌شوند. در واقع، ما در فضاي تهي ناهمگني ايجاد مي‌كنيم و البته براي اين كار بايد انرژي  صرف كرد. اين مطلب، اساس اصل بقاي بار مي‌باشد.

اصل بقاء بار يا پايستگي بار الكتريكي

اگر يك اتم منفرد را در نظر بگيريم، شامل تعدادي الكترون و پروتون است يا به عبارت ديگر شامل مقدار معيني بار مثبت و منفي است. اگر ذره ديگري اجازه ورود به مرز آن را نداشته باشد، همواره مقدار بار الكتريكي آن محفوظ مي‌ماند. چون نور حامل بار نيست، مي‌تواند وارد سيستم بشود بدون آن كه در مقدار بار تأثيري، حاصل نمايد.

دسته بندي مواد از ديدگاه الكتريكي

مواد را در حالت كلي به چهار دسته مي‌توان دسته بندي كرد:

(1) مواد رسانا:

در بعضي مواد جامد ساختمان اتمي به گونه‌اي است كه الكترونهاي ظرفيتي يعني الكترونهاي آخرين لايه هر اتم، به سادگي و با گرفتن انرژي اندكي، از اتم خود رها شده و در داخل ماده جامد آزادانه جابجا مي‌شوند بعضي از مواد رسانا عبارتند از مس، آلومينيوم و…

 

 

(2) مواد نارسانا:

موادي هستند كه جريان الكتريكي را از خود عبور نمي‌دهند. اين مواد عبارتند از شيشه، لاستيك و … در اين مواد الكترونها براي رها شدن از اتم يا مولكول، انرژي زيادي لازم دارند. چون عملاً تا اين انرژي را به دست نياورند، نمي‌توانند آزادانه جابجا شوند، در نتيجه اين الكترونها در ميدان الكتريكي خارجي، از خود واكنش نشان نمي‌هند.

 

 

(3) موادنيمه رسانا:

اين مواد نه نارسانا هستند و نه رسانا. در اين مواد الكترونهاي آزاد به اندازه فلزات وجود ندارند و تعداد اين الكترونهاي آزاد به دما و نوع ماده ناخالص كه در ماده نيمه رسانا وجود دارد بستگي دارد. مواد نيمه رسانا در ساختمان ترانزيستور و مدارهاي پيچيده كاربرد وسيعي دارند.

(4) مواد ابر رسانا:

اين مواد از آلياژهاي معين ساخته شده‌‌اند و خاصيت ابررسانايي را فقط در دماهاي پائين تر از يك دماي معين نشان مي‌دهند. اين دماها بسيار بسيار كم و زير صفر درجه سانتيگراد است.

 در جدول زير بعضي از مواد با درجه رسانندگي آنها معرفي شده‌اند:

 

فلزاتي از قبيل مس، نقره، آلومينيوم، طلا

رساناي خوب

آلياژهايي مانند كنستانتان و منگاتين

رسانا

گرافيت

رساناي ضعيف

آب

رساناي ضعيف

ژرمانيوم

نيمه رسانا

سيليسيوم

نيمه رسانا

پلاستيك و لاستيك

نارسانا

كوارتز

نارسانا

دسته‌بندي مواد از ديدگاه الكتريكي

بر اثر مالش دو جسم روي يكديگر پديده‌هاي متفاوتي رخ مي‌دهد. ممكن است بر اثر مالش دو جسم به يكديگر، گرما بين دو سطح ايجاد شود يا دو جسم باردار شوند. هر گاه يك شانه پلاستيكي را با پارچه مالش دهيم شانه، تكه‌هاي كوچك كاغذ و مو و گرد و غبار را مي‌ربايد.

بر اثر مالش دو سطح به هم ديگر، بار الكتريكي در اجسام پديد مي‌آيد.

باردار كردن اجسام

تعريف:وقتي دو ماده را به هم مالش مي‌دهيم، الكترونهاي سطح يك ماده كه به سستي به اتمها متصل شده‌اند، در فرايند مالش جدا شده و در سطح ماده ديگر مي‌نشينند. جسمي كه الكترون اضافه دريافت مي‌كند، بار منفي و جسمي كه الكترون از دست مي‌دهد، بار مثبت پيدا مي‌كند. باردار شدن اجسام نارسانا به روش مالش صورت مي‌گيرد.

آزمايش: توليد الكتريسيته ساكن به وسيله مالش

يك ورق كاغذ از دفترچه جدا كنيد و آن را بالاي بخاري يا اجاق نگاه داريد و حرارت دهيد تا خشك شود. بعد آن را روي دفترچه بگذاريد و با دست چند بار روي آن بكشيد. حال اگر آن را برداريد و انگشت خود را به آن نزديك كنيد جرقه كوچكي از كاغذ به طرف انگشت شما پرتاب مي‌شود.

آزمايش: الكتريسيته‌دار كردن با پشم و ابريشم

در حالي كه كفشي با تخت لاستيكي يا جورابي كه از الياف مصنوعي بافته شده به پا داريد، روي قالي پشمي يا ابريشمي راه برويد. در اين صورت بدن شما داراي بار الكتريكي مي‌شود: حال اگر با دست، شير آب يا بدنه شوفاژ و هر چيز ديگري را كه با زمين اتصال دارد لمس كنيد، الكتريسيته از بدن به شير آب يا نظاير آن به‌صورت جرقه‌اي كه گاه صداي آن هم شنيده مي‌شود منتقل مي‌شود. هنگام شانه زدن موها، هم موها و هم شانه هر دو بار الكتريكي پيدا مي‌كنند. هنگام انتقال بار از يكي به ديگري، جرقه‌ها در تاريكي ديده مي‌شوند و گاه صداي آنها هم شنيده مي‌شود. هنگام خارج كردن لباس از بدن نيز سرو صداي جرقه‌ها شنيده شده و در تاريكي نور آنها به خوبي ديده مي‌شود.

اين جرقه‌ها خطري در بر ندارند؛ اما در بعضي شرايط مانند جايگاههاي فروش بنزين، يك جرقه كوچك ممكن است آتش سوزي بزرگي را موجب شود و يا الكتريسيته‌اي كه در اثر مالش بدنه هواپيما با هوا به وجود مي‌آيد خطراتي را موجب مي‌شود كه بايد آنها را از ميان برداشت.

براي باردار كردن اجسام رسانا مي‌توان از دو روش زير، كه باردار كردن به روش القا مي‌باشد استفاده كرد:

روش (1) كره رسانا روي پايه‌هاي عايقي نصب شده‌اند. دو كره را با هم تماس داده و آنها را بدون بار مي‌كنيم (اتصالي براي يك لحظه بين دو كره و زمين برقرار مي‌كنيم). بدون آنكه تماسي بين تيغه و كره‌ها برقرار شود، تيغه ابونيتي با بار منفي را به يكي از كره‌ها نزديك مي‌كنيم.

در حالي كه تيغه همچنان نزديك كره قرار دارد، كره ديگر را از كره اول دور مي‌كنيم. در اين حالت با دور كردن تيغه، كره‌هاي رسانا باردار مي‌شوند.

روش (2) براي باردار كردن يك كره رسانا، تيغه داراي بار منفي را به رساناي بدون بار كه روي پايه عايق قرار دارد نزديك مي‌كنيم. انگشت خود را به كره رسانا مي‌زنيم و پس از لحظه‌اي آن را بر مي‌داريم و تيغه باردار را از كره رسانا دور مي‌كنيم.

 

فعاليت:

اگر رسانايي را در تماس با يك جسم عايق باردار قرار دهيم، مقداري بار از سطح عايق به جسم رسانا مي‌رود.

در صورتي كه رساناي داراي بار را در تماس با رساناي بدون بار قرار دهيم، بار روي سطح دو رسانا گسترده مي‌شود و بارها را بين يكديگر تقسيم مي‌كنند.

در حالتي كه يك جسم عايق باردار را به جسم عايق بدون بار تماس دهيم، بار روي جسم اول مي‌ماند و به جسم دوم منتقل نمي‌شود. به عبارتي دو عايق بار يكديگر را شريك نمي‌شوند و فقط در صورتي اين اتفاق مي‌افتد كه به يكديگر مالش داده شوند.

پرسش:  مي‌خواهيم بادكنك مملو از هوا به ديواري بچسبد. از الكتريسيته چه كمكي براي اين كار مي‌توان گرفت؟

بر اساس اصل بقاي بار، جدول زير را كامل كنيد:

بعد از مالش

قبل از مالش

 

...................................

....................................

شانه پلاستيكي و پارچه پشمي

...................................

.....................................

ميله شيشه‌اي و پارچه ابريشمي

 
+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389 و ساعت 19:43 |
دید کلی :
آیا میدانید پاشنه نوک تیز کفش به کف اتاق آسیب میرساند ؟
آیا میدانید چرا کفش اسکی در برف سر نمیخورد ؟
آیا تا به حال با کفش ورزشی میخ دار روی برف راه رفته اید ؟
آیا تابه حال از خود پرسیدهاید که چرا جاقو دست را میبرد ؟
چرا کفش معمولی به زمین آسیب نمیرساند ؟

اینها همه پدیدههایی هستند که مفهوم فشار در آنها نهفته است وبه نوعی آن را بیان میکنند.


تعریف فشار:

فشار عبارتست از نیروی وارده بر واحد سطح که با علامت اختصاری p نشان میدهند. این کمیت در گازها نقش عمده را ایفا میکند زیرا یکی از کمیات مشخصه گاز میباشد، از این رو بیشتر قوانین فشار در گازها نهفته شده و به دست آوردن معادله حالت گاز به کار برده میشود.


مفهوم فشار:

اثر نیرو بر روی یک سطح بستگی دارد که نیرو چگونه اعمال شود. شخصی که کفش ورزشی میخ دار پوشیده. میخ کفشهایش در زمین فرو میرود در صورتیکه کفش معمولی بر زمین آسیب نمیرساند. نکته قابل توجه این است که در هر دو مورد نیرویی که بر سطح وارد میشود یکسان بوده و همان نیروی وزن اوست. اختلاف میان این دو حالت در این است که کفش ورزشی نیرو را بر سطح کوچکی وارد میکند.

میخ کفشها مقدار نیروی کل را تغییر نمیدهد ، بلکه نیرو بر واحد سطح را به شدت افزایش میدهد. که کمیت نیروی وارد بر واحد سطح نیز فشار نام دارد. به زبان ریاضی فشار بصورت زیر بیان میشود:

P=F/A که در آن P فشار ، F نیرو و A سطح مقطع اثر نیرو میباشد.


اسکیبازان موقع اسکی کفش اسکی میپوشند زیرا دارای سطح مقطع بزرگتری است و فشار وارد بر سطح را کاهش میدهد.
چاقو به خاطر سطح مقطع بسیار کوچک تماس با اجسام (مثلا دست) در اثر اعمال مقدار نیروی هر چند ناچیز ، نیروی واحد سطح (فشار) بزرگتری را ایجاد کرده و سبب برش اجسام میشود.


یکای فشار:

فشاربا یکاهای مختلفی بیان میشود. یکای استاندارد ما در دستگاه SI پاسکال میباشد که برابر(1Pa=1N/m2) میباشد. یک پاسکال برابر مقدار یک نیوتن نیروست که بر یک متر مربع سطح جسمی وارد میگردد. بهترین یکایی که میتواند مرجعی برای سایر یکاها به کار برده شود اتمسفر یا جو (Atmospher ) است که به صورت فشار متوسط هوا در سطح دریا تعریف میشود.

چون پاسکال یکای کوچکی برای فشار است معمولا از کیلو پاسکال(kpa) که برابر 1000 پاسکال است، استفاده میکنند. هر جو تقریبا برابر 100 kpa است. هواشناسان ازواحد میلی بار استفاده میکنند که برابر یک دهم پاسکال است. از سایر واحدهای فشار میتوان دین بر سانتیمتر مربع (dyn/cm2) یا torr را نام برد.

چون در اندازه گیری فشار در لوله U شکل از طول سنجی مایع جیوه به فشار سنجی پی می برند، واحد سانتیمتر جیوه (cmHg) نیز برای کمیت فشار به غلط مرسوم شده است.


نحوه اندازه گیری فشار:

فشار را به کمک دستگاههای فشار سنج اندازه میگیرند عمدهترین فشار سنجها که بر حسب مکانیزم کارشناسان نام گذاری شده است عبارتند از:


فشارسنج لوله U شکل
فشار سنج مکلئود
فشار سنج جیوهای
فشار سنج ترموکوپل
فشارسنج صوتی
فشار سنج خازنی
فشارسنج گازایدهآل

ساده ترین و معروترین آنها فشار سنج لوله U شکل است که در آن مقداری جیوه در لوله U شکل ریخته شده و میزان اختلاف فشار محیط (هواکه برابر p0 است) و ماده د اخل فشارسنج که بر مایع جیوه فشار وارد میکند ازطریق اختلاف ارتفاع ستون مایع جیوه اندازه گیری میشود. بنابراین از این طریق فشار واقعی را میتوانیم به دست آوریم: « P=P0+ρg(h-h0)
در رابطه اخیر P فشار و ρ چگالی ماده و P0 فشار اتمسفر ، h0 ارتفاع ستون مایع در فشار اتمسفر ، g شتاب جاذبه وh ارتفاع ستون مایع در فشار ماده میباشد.





 


 

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389 و ساعت 19:41 |

س: انرژي چگونه بدست مي آيد؟

ج: گاهي انرژي مستقيماً قابل دسترس است مثل انرژي نور خورشيد. اما در بيشتر مواقع انرژي ذخيره شده در مواد مختلف به انرژي قابل مصرف تبديل مي شود. مثلاً از سوختن چوب يا نفت كه يك تبديل شيميايي است، انرژي حرارتي به دست مي آيد. يا ماهيچه ها انرژي حركتي خود را از تبديل انرژي شيميايي ذخيره شده در مواد غذايي به دست مي آورند، يا دينام دوچرخه انرژي جنبشي چرخ را به انرژي الكتريكي تبديل مي كند.

انواع انرژي :

 انرژي الكتريكي ، انرژي شيميايي ، انرژي جنبشي ، انرژي دروني ، انرژي پتانسيل گرانشي ، انرژي پتانسيل الكتريكي ، انرژي پتانسيل كشساني ، انرژي نوراني ،.....

انرژي الكتريكي:

 انرژي اي است كه از طريق برق توليد مي شود . مانند : انرژي حاصل از يك لامپ روشن

 

 

 

 

انرژي شيميايي:

 انرژي اي است كه از طريق يك تغيير شيميايي در ماده توليد مي شود .مانند :انرژي شيميايي موجود در مواد غذايي مختلف

 

 

 

 

 

جدول 1-6
انرژي موجود در غذا هاkJ/gr 
سيب 2.4 نوشابه 1.5 پرتغال 2.1
حبوبات 5 پلو 4.6 نخود 3
كره 30.2 انگور 2.9 تخم مرغ  6.8
هويج  1.8 گوشت پخته  9.4 گوشت راسته   7
كرفس 0.6 بستني  9.3 سيب زميني 3.9
پنير تازه   4.5 چربي  39.1 شكر  16.8
مرغ  6.7 شير  2.7 گوجه  0.9
شكلات  22.2 شير كم چربي   1.8 تن ماهي  8.3
جدول 1-6
انرژي موجود در مواد سوختني
زغال 33.6
نفت 47.9
گاز طبيعي 54.6
چوب 16.8
مثال :

 انرژي موجود در سيب 2.4 كيلو ژول بر گرم است . يعني چه ؟

جواب : يعني يك گرم سيب 2.4 كيلو ژول انرژي براي ما فراهم مي كند .

 مسئله :

 با خوردن نيم كيلو گوشت پخته چه مقدار انرژي شيميايي در بدن توليد مي شود ؟

جواب :

 توجه : چون واحد داده شددر جدول 1-6 بر حسب Kj/gr است لذا بايد Kg را به gr تبديل كنيم .

گوشت پخته شده =9.4 کيلو ژول بر گرم

نيم کيلو = 500 گرم

 در نتيجه داريم :

 9.4*500=4700 kj

آهنگ مصرف انرژي

 مقدار انرژي اي است كه در يك زمان معين مصرف مي شود. ( توان مصرفي )

 

 

 

 

آهنگ مصرف انرژي براي فعاليتهاي زير (واحد بر حسب كيلوژول بردقيقه)
آهنگ مصرف نوع فعاليت آهنگ مصرف نوع فعاليت
7.1 نشستن در حالت استراحت 5 خواب
12.6 نشستن در كلاس 7.6 ايستادن در حالت معمولي
42 دوچرخه سواري با سرعت21 Km/h 16 به آرامي راه رفتن
26.5 تنيس 111.3 دوچرخه سواري مسابقه
41.2 بالا رفتن از پله 28.6 شنا
    47.9  بسكتبال
سوال :

 آهنگ مصرفي انرژي در هنگام مسابقه دوچرخه سواري111.3  كيلو ژول بر دقيقه است يعني چه؟

 يعني در هر يك دقيقه دوچرخه سواري 111.3 كيلو ژول انرژي مصرف مي شود

 مسئله:

 در يك ساعت بازي تنيس چه مقدار انرژي مصرف مي شود؟

تنيس = 26.5 كيلو ژول بر دقيقه

 يك ساعت =60 دقيقه

 60*26.5=1590 kj

مسئله:

 نيم كيلو مرغ چه مقدار انرژي توليد مي كند و براي مصرف آن چند دقيقه بايد به آرامي راه برويم ؟

 با استفاده از جدول 1- 6  داريم :

 مرغ =6.7 کيلو ژول بر گرم

 به آرامي را ه رفتن = 16 کيلو ژول بر گرم

 با توجه به اينكه نيم كيلو مرغ=500گرم است ، لذا خواهيم داشت :

 500*6.7=3350 kj                              3350/16 =209.37 min

 فعاليت 2:

 فهرستی از غذاهايي که در يک روز معين مصرف می کنيد ، بهمراه مقدار تقريبي آنها تهيه کنيد . با استفاده از اين فهرست و جدول (1-1) کتاب ، مشخص کنيد که در اين روز معين بدن شما چه مقدار انرژي از اين مواد غذايي کسب ميکند؟

وعده غذايي مواد غذايي مصرفي مقدار مصرف بر حسب g مقدار انرژي مصرفي
صبحانه پنير تازه
شکر
نان لواش
شير
50
20
400
250
4.5*50
16.8*20
11.3*400
2.7*250
نهار حبوبات و غله
گوشت پخته
چربي
پلو
200
150
50
400
200*5
150*9.4
50*39.1
400*4.6
شام تخم مرغ
نان لواش
سيب زميني
گوجه فرنگي
100
200
150
100
100*6.8
200*11.3
150*3.9
100*0.9
جمع کل

15576  Kj

 

تمرين 1 :
الف )در ده دقيقه دوچرخه سواري با سرعت      21 ، چه مقدار انرژي مصرف مي شود؟
ب)اگر بازده بدن شخصي 15 درصد باشد ، با خوردن چه مقدار شير اين مقدار انرژي براي او فراهم مي شود؟
جواب: الف) از جدول( 2-1) كتاب درسي معلوم مي شود آهنگ مصرف انرژي براي سرعت    21  برابر 42Kjبراي يك دقيقه است. لذا براي ده دقيقه نتيجه مي شود:

ب)

420*0.15=63
63/2.7=23.3 gr

انرژي جنبشي :

انرژي اي است كه در ا جسام متحرك بوجود مي آيد و واحد آن در سيستم SI ژول (J) است .

هر گاه جسمي به جرم M با سرعت V حركت كند ، انرژي جنبشي آن از رابطه زير بدست مي آيد :

كه در آن : K= انرژي جنبشي بر حسب ژول

 

 m= جرم برحسب kg و v سرعت بر حسب متر بر ثانيه است

 

نكته: انرژي جنبشي k با مجذور سرعت v رابطه مستقيم دارد ، يعني اگر سرعت جسمي 4 برابر شود ، انرژي جنبشي آن 16 برابر مي شود.
نكته: هرچه سرعت جسم بيشتر با شد انرژي جنبشي آن بيشتر خواهد بود .
    نكته :
واحدهاي سرعت : متر بر ثانيه m/s

Km/h  ÷ 3.6     =m/s

كيلو متر بر ساعت Km/h
 
+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389 و ساعت 19:36 |
 

 

بخش فراتر از زمین سوم راهنمایی

 

در این بخش ما با کهکشان وستاره ها وسیارات منظومه ی شمسی آشنا می شویم.

 

وهمچنین چگونگی منظومه ی شمسی وسیاراتش وبه همین خاطر ازشما می خواهم که این مطالب را مطالعه نمایید.(که دارای چند سوال تستی است)

 

سیاره به به کره یا توپ مانندی  می گویند که از خود نورندارد.

 

ستاره به شکل کره ای مانندی گفته می شود که از خود نوردارد مثل خورشید.

 

 

خورشید

 

همان طور که ازنام منظومه ی شمسی پیداست خورشید یعنی شمس نقش به

 

سزایی در آن دارد.خورشید همچون ستاره های درون آسمان است که به رنگ

 

زرد بوده و دمایش حدود 6000درجه ی سانتی گراد است ودمای اعماقش

 

حدود16000000درجه ی سانتی گراد است و سطح آن از گاز تشکیل شده

 

است،که حدود 73درصد آنرا هیدروژن و 25 درصد آنرا هلیوم تشکیل داده است

 

و2درصددیگر هم از گازهای دیگر تشکیل شده است،همچنین لکه های سردی

 

هم برروی خورشید قرار دارد که لکه های خورشیدی نام دارند.گرما حاصل از

 

خورشید هم بر اثر واکنش هسته ای یعنی تبدیل هیدروژن به هلیوم به دست می

 

آید.

 

عطارد:

 

این سیاره نزدیک ترین سیاره به خورشید بوده ودر هر 88روز(حرکت انتقالی)

 

یک بار به دور خورشید می گرددودر هر 59روز (حرکت وضعی)یک بار به دور

 

خود می گردد.جرم عطارد برای تولید میدان گرانشی کم است و به همین دلیل

 

این سیاره هوا کره ندارد.دمای عطارد درشب 180- درجه ی سانتی گراد و

 

درروزتا 450درجه می رسد.چگالی آن هم 4/5گرم بر سانتی متر مکعب

 

است،اتمسفر هم ندارد.

 

زهره (ناهید)

 

این سیاره به دلیل بازتاب  نور خورشید درخشان ترین سیاره ی منظومه ی

 

شمسی است.حرکت وضعی آن (به دورخود)243روز و حرکت انتقالی اش 225

 

روزاست.دمای سطح آن حدود 450درجه ی سانتی گراد است و برخلاف سایر

 

سیارات که برخلاف جهت عقربه های ساعت می چرخند این سیاره در جهت

 

عقربه های ساعت می چرخد.96درصد جو آن کربن دی اکسید وکمی نیتروژن

 

است.چگالی زهره (جرم یک سانتی متر مکعب به گرم)2/5است و سرعتش در

 

ثانیهKm 35 است و دارای اتمسفری رقیق است.

 

سوال تستی

درخشان ترین و نزدیک ترین سیاره به زمین کدام است؟چند درصد آن را کربن دی

 

اکسید تشکیل داده؟

 

الف- مریخ -98درصد ب- زهره –کمی   ج- مریخ -96درصد د-زهره -96درصد

 

 

کدام سیاره در جهت عقربه های ساعت می گردد؟

 

الف-زمین  ب- مشتری ج-زهره د-پلوتو

 

چگالی کدام سیاره 2/5سانتی متر مکعب به گرم است؟

 

الف- زمین ب- زهره ج- عطارد د-مریخ

 

زمین:

 

سومین سیاره زمین است که ما برروی آن زندگی می کنیم زمین بیش ترین

 

شرایط حیات را داراست ،اتمسفری رقیق دارد سرعت حرکتش 30 کیلومتر بر

 

ثانیه بوده و هر 365 روز یکبار به دور خورشید و هر 24ساعت یک بار به دور

 

خود می گردد.70درصد آن آب است و در اتمسفر آن گازهای مختلفی وجوددارد

 

78 درصدکربن دی اکسید،21درصد نیتروژن و یک درصد دیگر را آرگون وسایر

 

گازها تشکیل می دهند.

 

مریخ :

 

نام دیگر این سیاره بهرام است وآن را سیاره ی سرخ هم می نامندو سرخی آن به

 

علت وجود آهن اکسید درسطحش است.حرکت وضعی آن 37/24ساعت است و

 

حرکت انتقالی اش 687روز می باشد.

 

مشتری:

 

این سیاره بزرگترین سیاره ی منظومه ی شمسی است قطرش 11برابر زمین و

 

جرمش318برابر زمین است.حرکت انتقالی آن 86/11سال طول می کشد و

 

دمای سطحش150-سانتی گراد است.جو مشتری هم دارای گازهای

 

هیدروژن،هلیوم،آمونیاک و متانمی باشد.

 

زحل: زیباترین سیاره ی منظومه ی شمسی نام داردکه عموما از هیدروژن

 

وهلیوم ساخته  شده است.حرکت وضعی آن 14/10ساعت و حرکت انتقالی اش

 

59/29سالاست.چگالی آن 7/0گرم بر سانتی متر مکعب است.

 

اورانوس،نپتون وپلوتو

 

این سه سیاره از خورشید خیلی دورند به همین علت خیلی سرد هستند.

 

سطح اورانوس و نپتون از هیدروژن و متان تشکیل شده اما پلوتو که تقریبا یک

 

سیاره ی اسرار آمیز است می توان گفت که به علت درخشندگی وانعکاس نور

 

دارای مقادیری از متان است.چگالی اورانوس 2/1و نپتون 7/1است اما چگالی

 

پلوتو هنوز مجهول است.حرکت وضعی اورانوس17ساعت و 14دقیقه نپتون 16

 

ساعت و 3 دقیقه وپلوتو39/6روز طول وحرکت انتقالیشان به ترتیب 84سال،8/

 

164سال ،248سال طول طول می کشد.

 

ترکیب شیمیایی اکثر ستارگان چیست؟(باتوجه به متن خورشید)

 

الف-سدیم، هلیوم ب-اکسیژن،متان ج- هیدروژن،هلیم د-کربن،هلیم

 

مریخ به علت وجود چه چیزی سرخ رنگ  است؟(متن مریخ)

 

الف-اکسیژن ب- نیتروژن ج-آهن اکسید د-کربن دی اکسید

 

زیباترین وبزرگترین سیاره های منظومه ی شمسی را به ترتیب بگویید؟

 

الف-زحل_اورانوس ب-مشتری-زحل ج-زحل_مشتری د-زمین_مشتری

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389 و ساعت 19:30 |